درک وتفسیرهاله

هاله، ميداني از انرژي است ( انرژي الكترومغناطيسي و ساير انرژي‌هاي عالي‌تر ) كه همه‌ي موجودات زنده را احاطه كرده است، و به عقيده‌ي بعضي در اطراف همه‌ي ذرات اتمي و موجودات زنده و غير زنده وجود دارد. براي اطلاع افراد شكاك يا علم‌گرا بايد گفت كه ما خوش شانسيم كه در زماني زندگي مي‎كنيم كه جديدترين تكنولوژي، ما را قادر به مشاهده و اندازه گيري اين ميدانهاي انرژي مي‎سازد. تكنولوژي ما آنچه را كه عرفا براي قرنها تعليم مي‎داده‌اند اثبات مي‎كند. ما مي‌توانيم هاله‌ي انسانها را از طريق بينايي يا به روشهاي ديگر درك و تفسير كنيم.

هاله‌هاي ما همواره در حال تعامل با يكديگر و محيط اطراف هستند. هر چه اين تعامل طولاني‌تر يا كامل‌تر باشد، تأثير آن بر هاله‌ها بيشتر خواهد بود. به همين علت هاله‌هاي اعضاي خانواده، دوستان قديمي و زوجهاي چندين ساله بسيار مشابه به نظر مي‎رسد.



انرژي باقيمانده از تعامل‌هاي هاله‌اي بر اشياء و مكانها نيز تأثير مي‎كند و اين تأثير بر آنها نقش مي‎بندد. مثلاً توجه كنيد كه خانه‎هاي مختلف چه احساسات متفاوتي را در ما بر مي‎انگيزند. هر خانه‌اي بسته به اينكه چه كساني در آن زندگي مي‎كنند، هاله‌اي مخصوص به خود دارد، و در هر خانه هر اتاقي بسته به اينكه چه كسي در آن زندگي مي‎كند و مي‎خوابد، احساس منحصر به فرد دارد. خانه‎اي كه بيشتر وقتها خالي از سكنه است، خالي‎تر از خانه‎اي كه سرشار از زندگي روزانه است به نظر مي‎رسد، حتي اگر در حال حاضر در خانه دوم هيچ كس نباشد. چنين خانه‌اي را با اتاق يك هتل مقايسه كنيد.

چنين اتاقي به طور مداوم تحت تأثير تعامل متغير و سطحي انرژي‌هاي متعدد و متفاوت است. ما باقي مانده‌ي انرژي خود را در همه‌ي مكانها به جا مي‎گذاريم. چيزهايي كه ما با آنها تعامل بيشتر يا عميق‌تري داريم ( مانند لباسها، جواهرات، ماشين، تخت خواب، صندلي مورد علاقه، حيوان خانگي، يا اشياء مورد علاقه ) بيشتر و عميق‌تر تحت تأثير انرژي‌هاي ما قرار مي‎گيرند و اين تأثير بر آنها عميق‌تر نقش مي‎بندد. آنچه افراد در هنگام انجام سايكومتري (روان‌نگري و روان‌سنجي اشياء) تفسير مي‎كنند، همين انرژي باقيمانده است. همچنين انرژي باقيمانده از حوادث بسيار سخت و دلخراش است كه باعث مي‎شود مكاني حالت “ روح زده ” پيدا كند، كه نوعي پارگي در ساختار زمان و مكان، يا دريچه‌اي به گذشته است.

ما نوعي آگاهي قبلي نسبت به هاله‎هاي ديگران داريم، اگرچه بيشتر اين آگاهي در سطح ناخودآگاه شكل مي‎گيرد. ما بر اثر مجاورت با بعضي افراد دچار احساس تخليه و فقدان انرژي مي‎شويم، در حالي كه بعضي ديگر به ما انرژي مي‎دهند. ما با بعضي افراد احساس سازگاري و هماهنگي مي‎كنيم، در حالي كه با بعضي ديگر احساس ناسازگاري داريم. هرگاه نوسان انرژي شخصي با ما مشابه يا يكسان باشد، نسبت به او احساس جاذبه مي‎كنيم، اما با كسي كه روي طول موجي كاملاً متفاوت است، راحت نيستيم. زبان ما انعكاس آگاهي ناخودآگاه ما از تعامل انرژي نهفته در پس اين تجربه‌ها است.

وقتي احساس مي‎كنيم كه كسي به ما نگاه مي‎كند ، در واقع از انرژي او كه با ما تعامل انجام مي‎دهد آگاه مي‎شويم. اين پديده براي يك روشن‌بين قابل ديدن است. يكي از اساتيد متافيزيك نقل مي‌كند كه: من سالها پيش هنگامي كه براي ديدن هاله‎ها شروع به تمرين كرده بودم، نمونه جالبي از اين پديده را تجربه كردم. من منتظر يكي از دوستانم بودم تا با او در يك خانه‌ي بزرگ اشتراكي كه او با حدود يك دوجين دانشجوي ديگر در آن شريك بودند شام بخوريم. در حالي كه با آرامش در آنجا نشسته بودم و اطراف را نگاه مي‎كردم، متوجه مرد جواني شدم كه وارد اتاق ناهارخوري شد. او به دوست من نگاه كرد كه رويش به سمتي ديگر بود و بشقابش را آماده مي‎كرد. در اين هنگام من رشته‌اي از انرژي به رنگ قرمز تيره را مشاهده كردم كه از شبكه‌ي خورشيدي آن مرد خارج شد، عرض اتاق را طي كرد و ميدان انرژي دوست من را كاملاً احاطه كرد. همين كه اين رشته با هاله‌ي او تماس پيدا كرد، او از حركت باز ايستاد، سپس برگشت و مستقيماً به مرد نگاه كرد، در حالي كه آثار رنجش در چهره‎اش ديده مي‎شد. در اين لحظه رشته‌ي انرژي ناپديد شد. بعداً كه من آنچه را ديده بودم به دوستم گفتم، او توضيح داد كه آن مرد كسي بود كه به شدت باعث ناراحتي او بود، زيرا همواره او را آزار ميداد. در آن هنگام بود كه من توانستم آنچه را كه شاهد بودم آگاهانه جمع بندي كنم. آن مرد در حال خيال پردازي درباره‌ي دوست من بود، و من اين خيال پردازي و واكنش دوستم را در سطح ناخودآگاه مشاهده كرده بودم. او به سادگي احساس كرده بود كه كسي به او نگاه مي‎كند و احساس ناراحتي كرده بود، در حالي كه علت آن را آگاهانه نمي‎دانست، تا وقتي كه برگشته، آن مرد را ديده بود.

همچنين او نقل مي‌كند كه: اولين هاله‌اي كه مشاهده كردم، هاله‌ي يكي از استاتيدم در دانشگاه ميشيگان بود. من براي ديدن هاله‌ها سعي نكردم، بلكه اين پديده به صورت اتفاقي برايم رخ داد. من در حالي كه خيلي خسته بودم در يك سالن كنفرانس بزرگ نشسته بودم، روبرويم چند نفر از دانشجويان ظاهراً در خوابي راحت بودند. من در حالت نيمه خسته بودم، آرام و سبكبال. همچنان كه توجهم بين درون و بيرون سرگردان بود، درخششي به رنگ زرد طلايي در اطراف سر استادم شروع به پديد آمدن كرد. هنگامي كه او به طرف جلو به سوي ميكروفون حركت مي‌كرد و در نور اتاق قرار مي‎گرفت، ديدن اين درخشش مشكل‌تر مي‎شد، اما وقتي او به طرف عقب حركت مي‎كرد و از روشنايي خارج مي‎شد درخشش باز پديدار مي‎شد. وقتي كمي تمركز بينائيم را تغيير دادم، درخشش، روشن‌تر، بزرگتر و واضح‌تر شد. شگفت زده شده بودم.

من كه آن زمان اطلاعات چنداني درباره‌ي هاله نداشتم، نمي‎دانستم كه آيا آنچه مي‎ديدم هاله بود يا نه. سپس شروع به نگاه كردن به اطراف سالن كم نور كردم، و از مشاهده‌ي هاله‌هاي اطراف سرهاي دانشجويان متحير شدم.

اين تجربه را به اين دليل براي شما بازگو كردم كه بعضي از اجزاي كليدي شرايط ايده‌آل براي درك هاله‌ها را مشخص مي‎كند:

من در حالت مدي‌تيشن (آرامش و سكوت كامل ذهن) قرار داشتم، و بسياري از تجربه‌هاي جالب روحي و معنوي در حالت مدي‌تيشن كسب شده‌اند. مدي‌تيشن تكنيك مهمي است كه در تمام جهان براي تكامل روحي و معنوي تجويز مي‎شود. هنگامي كه شخص گفتگوي بي وقفه‌ي ذهن آگاه را متوقف مي‎كند، زمزمه‌ها و انرژي‌هاي ظريف قابل درك مي‎شوند.

استاد، موضوع اديان شرقي را تدريس مي‎كرد. نكته‎اي كه من در آن زمان به آن توجه نكرده بودم، اين است كه او بدون شك سالها وقت، صرف مدي‌تيشن و تمرين معنوي كرده بود. هر چه شخصي سالم‌تر و از لحاظ معنوي تكامل يافته‌تر باشد، هاله‌ي او بزرگتر و روشن‌تر خواهد بود. به همين دليل است كه تصوير مسيح، قديسان و ساير افراد پارسا در طول تاريخ با هاله‎هايي در اطراف سرشان نقاشي شده است. هاله‌هاي آنها چنان روشن بوده است كه به آساني توسط هنرمندان و احتمالاً همه‌ي مردم درك مي‎شده است.

من در آرامشي عميق بودم. ذهن من خالي و آزاد بود و چشمانم روي نقطه‌ي خاصي متمركز نبودند. اين حالت نيمه خلسه بسيار مهم است، مخصوصاً در هنگام يادگيري مشاهده‌ي هاله‌ها.

استاد من در حال صحبت براي گروه بزرگي از مردم بود. احساسي كه يك شخص هنگام صحبت كردن در برابر يك جمعيت شنونده تجربه مي‎كند ( چه شادي بخش و چه وحشت زا ) تا حدود زيادي از انرژي عظيم روحي / هاله‌اي منشاء مي‎گيرد، كه از طرف جمعيت به واسطه‌ي توجه آنها به طرف گوينده جريان پيدا مي‎كند. اين جريان انرژي، انرژي يا هاله‌ي گوينده را به شدت تقويت مي‎كند. آسان ترين هاله‎ها براي ديدن، هاله افرادي است كه در برابر يك گروه به تدريس، اجراي نقش يا صحبت مشغولند. اگر شخص در حال تدريس يك موضوع معنوي باشد مقدار انرژي قابل مشاهده، شگفت آور است.

جالب ترين جلوه‌هاي هاله‌اي را، من هنگام تماشاي ورود انرژي متافيزيك به بدن يك مديوم (فرد واسط بين زندگان و مردگان) مشاهده كرده‌ام. من عملاً وقوع اين پديده را ديده‌ام ( هر چند در اين مورد كمي مشكوكم، زيرا تجربه‌هاي خود من در زمينه‌ي ارتباط روحي، متفاوت بوده‌اند ). من يك مديوم را هم ديده‎ام كه مي‎گويد اين پديده عملاً رخ مي‎دهد و او اطلاعات را از روحي خارج از بدن خود، يا از “ خود برتر ” خود دريافت مي‎كند. مشاهده‌ي چنين حالتي خيره كننده است.

 
 
درك و تفسير هاله2

تفسير آنچه درك مي‎كنيد



در ابتدا ممكن است درخششي به رنگ سفيد مايل به آبي در اطراف سر و بدن سوژه مشاهده كنيد. آنچه مي‎بينيد كالبد اتري است. كالبد اختري ( يك سطح خارج از كالبد اتري ) جايي است كه درك رنگها آغاز مي‎شود. هر چه به طرف سطح خارج هاله مي‎رويم مهارت ما نيز بايد خالص‌تر شود، زيرا هر چه از كالبد اتري به طرف كالبد اختري / عاطفي، كالبد ذهني و بالاخره كالبدهاي معنوي مي‎رويم انرژي خالص‌تر و ظريف‌تر مي‎شود. رنگهايي كه در فاصله‌ي 30 سانتي‌متري از بدن ديده مي‌شوند مربوط به احساسات هستند، 30 سانتي‌متر دوم يا همين حدود مربوط به افكار، و بعد از آن مربوط به موضوعات معنوي است.

اطلاعات زير درباره‌ي رنگها و معاني آنها به عنوان راهنمايي‌هاي كلي براي شما بيان مي‎شود. به هر حال، در همه‌ي تجربيات شما مخصوصاً در موضوعات روحي / معنوي قضاوت نهايي به عهده قوه‌ي شهود شما است.

رنگمايه‎ها و رنگهاي خالص و ملايم نشانگر انرژي مثبت يا سالم و ناب هستند. هرچه رنگ روشن‎تر و خالص‌تر باشد، انرژي مثبت‌تر است. هر چه رنگ تيره‌تر يا سنگين‌تر باشد، انرژي بيشتر آلوده به منفي گرايي، عدم تعادل يا ترس است. هر رنگ داراي سايه‌هاي ( توناليته‎هاي ) بي‌شمار است، بنابراين فريب سادگي ظاهري ليست زير را نخوريد.

رنگ قرمز خالص و روشن در هاله بيانگر تمايل به ماديات است. شخصي كه اين رنگ در هاله‌ي او غالب است فردي ورزشكار يا شهواني، پرشور، با اراده و يا قوي است.



درخشش‌هاي قرمز رنگ اغلب نشانه‌ي خشم، قرمز تيره ( متمايل به آلبالويي ) احتمالاً نشانه‌ي شهوت، و قرمز مات اغلب نشانه‌ي رنجش و ناخشنودي است. در بررسي هاله از لحاظ بيماريهاي جسمي، قرمز اغلب نشانه‌ي تحريك بيش از حد يا التهاب در آن ناحيه است.

نارنجي خالص نشانگر خلاقيت و عاطفه است. اين رنگ اغلب شجاعت و شادي را نشان مي‎دهد. نارنجي كدر مي‎تواند نشانه‌ي تكبر و غرور باشد.

رنگ زرد خالص بطور خيلي شايع در اطراف سر مردم ديده مي‎شود. اين رنگ نشانگر تفكر و خرد است، و وفور رنگ زرد در هاله نشانه‌ي يك فرد انديشمند است. اين رنگ همچنين مي‎تواند نشانه‌ي شادي و سرزندگي، يا خلق و خوي شاد باشد. زرد ناخالص مي‎تواند نشان دهنده‌ي مشغله‌ي شديد ذهني و عدم تعادل فكري، يا شخصي با ذهن بسته، متعصب يا خرده گير باشد.

سبز روشن و خالص نشانگر شفا و رشد است، و اغلب مشخص كننده‌ي يك شفاگر است. بسياري از پرستاران و شفادهندگان طب جايگزين، اين رنگ را به صورت غالب در هاله‌ي خود دارند. پزشكان نيز ممكن است اين رنگ را در ها‎له‌ي خود داشته باشند، اما همچنين ممكن است هاله‌ي آنها بيشتر به رنگ زرد به نشانه تفكر تمايل داشته باشد. رنگ سبز نشانه‌ي مهرباني و دلسوزي نيز هست. سبز كدر نشانه‌ي حرص و طمع است.

ممكن است در هنگام مشاهده‌ي هاله‌ي يك سخنران سايه‎اي به رنگ زرد - سبز كدر و بيمارگونه ببينيد. اين سايه نشان دهنده‌ي تفكري است كه در خدمت طمع و سودجويي قرار گرفته است و بطور كلي شخصي را نشان مي‎دهد كه از تفكر خود براي كسب منفعت و برآوردن نيازهاي خود استفاده مي‎كند. البته نمي‎خواهيم بگوييم كه همه‌ي سخنوران افرادي سودجو هستند، يا سخنوري پيشه‌ي افراد طماع است! به هر حال اگر در هاله‌ي يك سخنران چنين رنگي را مشاهده كرديد بهتر است درباره‌ي او بيشتر تحقيق كنيد.

توناليته‎هاي ( سايه‌هاي ) گوناگوني از رنگ آبي در هاله‌ها ديده مي‎شوند. رنگ آبي بطور كلي نشان دهنده‌ي آرامش، معنويت و پارسايي است، و در هاله‌ي جويندگان حقيقت قابل مشاهده است. رنگ آبي اغلب نشانه‌ي تكامل روحي / معنوي است. آبي فيروزه‎اي مي‎تواند نشانگر يك روح پرشور، جوان، ماجراجو و كنجكاو باشد. آبي سلطنتي روشن نشانه‌ي فرد صادق، درستكار و وفادار است. آبي روشن نشان دهنده‌ي قدرت بالاي تجسم و شهود است. رنگ آبي كدر نشانه‌ي افسردگي و تنهايي و همچنين دلهره و نگراني است.

رنگ بنفش و ارغواني در هاله نشانه‌ي روحيه‌ي معنوي يا مذهبي است. بنفش سلطنتي، قدرت رهبري و اراده را نشان مي‎دهد. بنفش مات نشانه‌ي خودپرستي، تكبر و عقده‌ي ديگر آزاري ( ستمگري ) است؛ چنين شخصي ديگران را به خاطر ضعف‌ها و خطاهاي ناخواسته‎شان مورد سرزنش قرار مي‎دهد.

رنگ صورتي در هاله بطور كلي نشانه‌ي عشق، عاطفه، مصاحبت و يگانگي و علاقه به زيبايي است. صورتي گرم يا سرخ فام ، عاطفه و ازخودگذشتگي واقعي را نشان مي‎دهد. صورتي كدر مي‎تواند نشانه‌ي ناپختگي، وابستگي و نيازمندي باشد.

رنگ طلايي نشان دهنده‌ي قدرت، پيشرفت معنوي، ازخودگذشتگي، الهام بخشي و هماهنگي ( هارموني ) است. طلايي رنگي الهي است.

خاكستري به طور كلي نشانه‌ي ترس است. رنگ خاكستري ساير رنگهاي هاله را نيز كدر مي‎كند و خلوص آنها را ضايع مي‎سازد. نقره‎اي جنبه‌ي مثبت اين رنگ است و نماينده‌ي انرژي‎هاي ايزد بانوها ( الهه‌ها ) است. رنگ نقره‎اي همچنين نشانه‌ي خوشبيني، شهود و بيداري معنوي است.

رنگ قهوه‎اي اگر زنده و خالص باشد نشانه‌ي تعادل فكري و استقامت است. اين رنگ داراي يك نوسان زميني است. رنگ قهوه‎اي كدر مي‎تواند علامت انسداد و اختلال در انرژي باشد.

رنگ سياه مي‎تواند نشانه‌ي ترس يا نفرت باشد، همچنين نشان دهنده‌ي مشكلات، عدم تعادل و اعتيادها است. البته سياه خالص و براق مي‎تواند نشان دهنده‌ي حفاظت، رمز و راز يا دانشي باشد كه به طرز عاقلانه حفظ شده است.

منبع:http://www.arvah2006.blogfa.com

رنگ سفيد مي‎تواند علامت پاكي، خلوص و راستي باشد، اما اين رنگ اغلب تركيبي از رنگهاي متعدد است كه به خوبي درك و يا تفسير نشده‎اند. گوي‎هاي سفيد رنگ بالاي شانه‎هاي سوژه اغلب نشانه‌ي نگهبانان معنوي يا فرشتگان محافظ هستند كه در زندگي فرد، مهم و تأثيرگذار هستند.

تركيب رنگها نشان دهنده‌ي تركيب جنبه‎هاي گفته شده است. مثلاً تركيب آبي / سبز مي‎تواند نشان دهنده‌ي فردي باشد كه از طريق جستجوي معنوي براي حقيقت، در حال بهبود است.

در مشاهده‌ي هاله، گوش دادن به نداي شهود خود، براي تفسير آنچه مي‎بينيد مهم است. براي درك آنچه مي‎بينيد از آن سئوال كنيد و سيستم ادراك خود را بر پايه‌ي تجربيات خود تقويت كنيد.

 مشاهده‌ی هاله

براي مشاهده‌ي هاله بايد آرامش و تمركز داشته باشيد و چشمان خود را به روش مخصوصي متمركز كنيد. بايد به هاله خيره شويد، نه اينكه به آن نگاه كنيد.

براي تمرين، به نور مطلوب و ملايم نياز داريد ( نه تاريكي ). اين نكته خيلي مهم است كه هيچ نور قوي مستقيماً به چشمان شما نتابد يا منعكس نشود. بهترين حالت اين است كه نور از پشت و بالاي سر شما بتابد. اگر در هنگام تمرين منبعي از نور ( مثلاً يك پنجره كه نور زيادي را وارد اتاق مي‎كند ) در ميدان ديد شما قرار داشته باشد، شما را گيج خواهد كرد و ديدن هاله را مشكل‌تر خواهد ساخت. نور يك لامپ صد وات كه از بالا و پشت سر شما بتابد براي تمرين مناسب است.

مشاهده‌ي هاله‌ي اشياء

مرحله‌ي اول:كتابي را در كاغذي به رنگ آبي يا قرمز روشن بپيچيد و آن را به عنوان موضوع تمرين به صورت عمودي روي يك ميز به فاصلة حدود 2 متر از خود قرار دهيد. سپس با عقب و جلو رفتن، فاصله‎ي خود را با موضوع چنان تنظيم كنيد كه آن را كاملاً راست ببينيد. البته حداقل فاصله، نبايد كمتر از 2/1 متر شود. زمينه‎ي پشت موضوع بايد ساده و نسبتاً خنثي باشد. در برابر ديواري با رنگ روشن يا كاغذ ديواري زرق و برق دار به موضوع نگاه نكنيد. اگر رنگ ديوار مناسب كار شما نيست، يك تكه پارچه يا كاغذ با رنگ خنثي را به عنوان پرده روي ديوار آويزان كنيد. براي اين منظور ميتوان از يك ملحفه يا چند برگ كاغذ الگوي خياطي استفاده كرد.

توجه:

- شما كتاب را فقط به عنوان يك پشتيبان و پايه براي كاغذ رنگي به كار مي‎بريد، يعني آنچه مي‎خواهيد ببينيد هاله‎ي كاغذ رنگي است نه هاله‎ي كتاب. مي‎توانيد به جاي كتاب آجري را در كاغذ رنگي بپيچيد، يا يك تكه كاغذ رنگي را روي ديوار آويزان كنيد.

- هاله‎ي رنگهاي آبي و قرمز، روشن‌ترين و آسان‌ترين هاله‌ها براي ديدن هستند.

- روشني و درجه رنگ هاله‎ي يك رنگ، به سايه و درجه‌ي آن رنگ بستگي دارد. بنابراين تنها از رنگهاي خالص و روشن استفاده كنيد.

- مي‎توانيد از هر شيئ داراي رنگ روشن به عنوان موضوع استفاده كنيد: لباس‎ها، قوطي‎هاي آشپزخانه، اسباب بازيها، يا حتي تكه‌اي كاغذ رنگي كه به ديوار وصل شود، همه براي اين منظور مناسبند.



مرحله‎ي دوم: چشمانتان را ببنديد، چند نفس عميق بكشيد و به خود آرامش بدهيد. وقتي كاملا‎ً احساس آرامش كرديد، به طرف موضوع نگاه كنيد. چشمان خود را روي فضاي كنار و پشت موضوع متمركز كنيد و در عين حال روي چيز خاصي متمركز نشويد. به عبارت ديگر، شما به ديوار پشت موضوع خيره مي‎شويد، اما روي آن تمركز نمي‎كنيد.

نكته‎ي اصلي اين است كه با آرامش كامل چشمانتان را متمركز كنيد و موضوع را با ديد محيطي خود ببينيد ( منظور از ديد محيطي، بخش محيطي يا كناري ميدان ديد شما است نه گوشه‎ي چشمانتان ).

با ملايمت و آرامش چشمان خود را خيره كنيد. به اين تمركز آرام عادت كنيد، چنان كه در هنگام تمرين، چشمها يا پيشانيتان را منقبض نكنيد. توجه كنيد كه شما بايد با تمركز قوي و در عين حال بسيار آرام و يكنواخت خيره شويد، چنان كه انگار با چشمان باز در رؤيا به سر مي‎بريد.

هر گاه نياز به پلك زدن داريد اين كار را انجام دهيد، وگرنه چشمانتان دچار انقباض، سوزش و آب ريزش مي‎شوند. بدون تغيير دادن تمركزتان بطور طبيعي، پلك بزنيد و ذهنتان را مشغول آن نكنيد. پلك زدن تنها باعث خواهد شد كه هاله براي مدت يك يا دو ثانيه ناپديد شود، اما اگر آرامش خود را حفظ كنيد و به تمركز آرام خود ادامه دهيد، هاله دوباره به سرعت ظاهر خواهد شد. يادگيري حفظ تمركز در هنگام پلك زدن طبيعي، بخش مهمي از يادگيري مشاهده‎ي هاله است.

مرحله‎ي سوم: پس از اجراي كامل مراحل قبل، چند كتاب را در كاغذهاي رنگي با رنگهاي اصلي متفاوت بپيچيد. هر چه رنگ كاغذ روشن‌تر باشد، هاله نيز روشن‌تر و مشاهده‎ي آن آسانتر است.

هر يك از كتابها را جداگانه مشاهده كنيد و در هر مورد رنگي را كه مي‎بينيد بنويسيد. كتابها را دو تا دو تا مشاهده كنيد و ببينيد كه چگونه رنگهاي هاله‎هاي آنها بر يكديگر اثر مي‎كنند. كتابها را جابجا كنيد، آنها را با هم مخلوط كنيد، آنها را روي هم، يا به صورت رديفي كنار هم قرار دهيد و مشاهده كنيد.





مشاهده‌ي هاله‌ي گياهان

يك گلدان گياه يا چند گل تازه را براي ديدن هاله‎ي آنها مورد مطالعه قرار دهيد. هاله‎اي كه اطراف آنها مي‎بينيد يك هاله‎ي زنده است. اثر رنگهاي هاله‌اي گلبرگها و برگها را بخاطر بسپاريد. سايه رنگ نارنجي كه در اطراف بخشهاي سبز گياهان مانند ساقه‌ها و برگها مي‎بينيد، مربوط به هاله‎ي رنگ سبز است، همانطور كه در بررسي كتاب سبز، هاله‎اي به اين رنگ را مشاهده كرديد. رنگهاي گلبرگها، هاله‌اي به رنگهاي ديگر ايجاد خواهند كرد.

هاله‌هاي زنده، ظريفتر و مبهم‌ترند و بنابراين ديدن آنها كمي مشكل تر از ديدن يك هاله‎ي تك رنگ است. اگرچه با تمرين مشاهده‎ي هاله‎ي گياهان نيز آسانتر خواهد شد.

هاله‎ي يك درخت را مشاهده كنيد. درختي با اندازه‎ي مناسب انتخاب كنيد، كه بتوانيد آن را بطور مشخص و برجسته در زمينه‎ي آسمان نگاه كنيد. بهترين روش مشاهده‎ي درخت، اين است كه در ساعات اول يا انتهاي روز در حالي كه خورشيد پشت سر شما است به آن نگاه كنيد. اگر نور خورشيد، يا هر بازتاب قوي ديگر به چشمان شما بتابد، ديدن هاله‎ي درخت بسيار مشكل خواهد شد. هاله‌ي اطراف درخت به مراتب باشكوه‌تر و قوي‌تر از يك گياه كوچك است. رنگ هاله‎ي يك درخت، نه تنها به رنگ برگها و پوسته‎ي درخت، بلكه به رنگ آسمان نيز بستگي دارد. در يك روز آفتابي، هاله‎ي يك درخت به صورت سايه‌اي از رنگ آبي به نظر مي‎رسد. در يك روز ابري هاله‎ي درخت به رنگ خاكستري -كرم ديده مي‎شود.

فاصله‎ي مناسب براي ديدن هاله‎ي درخت، بستگي به اندازه‎ي آن درخت دارد. شما بايد بتوانيد تا نوك درخت را بطور كامل در ميدان ديد خود داشته باشيد. حداقل فاصله‎ي شما از درخت، بايد تقريباً سه برابر بلندي آن درخت باشد.

هاله‎ي يك درخت، بسته به اندازه و قدرت آن درخت مي‎تواند عظيم باشد. گاهي مي‎توانيد در بالاترين قسمت هاله‎ي يك درخت، يك جلوه‎ي فواره‎اي مشاهده كنيد، مانند اينكه هاله‎ي درخت، از نوك آن بيرون پاشيده مي‎شود. دقيقاً مشخص نيست كه چه چيزي اين پديده را ايجاد مي‎كند، و در مورد هر درختي هم مشاهده نمي‌شود. بعضي معتقدند كه روح درخت يا روح طبيعت كه درون درخت زندگي مي‎كند اين پديده را ايجاد مي‎كند. به نظر مي‎رسد كه بعضي از درختان داراي نوعي شعور و آگاهي هستند، بنابراين ممكن است اين عقيده صحيح باشد.



مشاهده‌ي هاله‌ي حيوانات

در اين تمرين، از يك حيوان استفاده كنيد: يك سگ، گربه، شتر، گاو، يا هر حيوان ديگري كه در دسترس شما است. حيوان را در هنگام استراحت، مورد مشاهده قرار دهيد. هاله‎ي حيوان ازلحاظ تنوع رنگها مانند هاله‎ي انسان نيست، اما به هر حال مطالعه‌ي هاله‎ي حيوان نيز تمرين خوبي است. به ياد داشته باشيد كه رنگ پشم حيوانات بر رنگ هاله‎ي آنها اثر مي‎گذارد.

در هاله‎ي يك حيوان، بيماري قابل تشخيص است. همانطور كه هاله‎ي انسان بيماري را نشان مي‎دهد. بنابراين مشاهده‎ي هاله‎ي حيوانات، تمرين خوبي براي تشخيص نشانه‎هاي اوليه‎ي بيماري در يك هاله است.





مشاهده‌ي هاله‌ي انسان

در اين مرحله، مي‌توانيد هاله‎ي خود را مشاهده كنيد. اين كار را مي‎توانيد در محيط بيرون، در حالي كه خورشيد پشت سر شما است، يا درون خانه در برابر يك زمينه‎ي خنثي انجام دهيد. دست خود را دور از بدن نگهداريد و هاله‎ي دست و ساعد را مطالعه كنيد. همچنين مي‎توانيد دراز بكشيد و هاله‎ي پاهاي خود را مشاهده كنيد.



مشاهده‎ي هاله‎ي ديگران: در آغاز بهتر است هاله‎ي افراد ديگر را در دو مرحله مشاهده كنيد:

مرحله‌ي اول: از سوژه ( فرد مورد نظر ) بخواهيد كه يك لباس رنگي بپوشد ( نوع لباس مهم نيست ). مي‎توانيد از هر رنگي به جز آبي استفاده كنيد ( رنگ آبي را مورد استفاده قرار ندهيد، زيرا اين رنگ غالب مي‌شود و رنگ زرد تفكر را كه اغلب در اطراف سر ديده مي‌شود محو و پنهان مي‌كند. )

ناحيه‌ي گردن بايد برهنه باشد. ابتدا ناحيه‌ي شانه را به همان روشي كه در قسمت مشاهده‌ي هاله‌ي اشياء شرح داده شد مشاهده كنيد . خواهيد توانست هاله‌ي رنگ لباس را كه در اطراف شانه انباشته و تقويت مي‌شود به راحتي مشاهده كنيد.

يادتان نرود كه همراه با همه‌ي اين تمرينها ، انجام فعاليت گشايشي ذهني را نيز ادامه دهيد.

وقتي هاله‌ي پيراهن را در اطراف شانه به روشني مشاهده كرديد ، نگاه خود را كمي بالاتر ببريد به طوري كه به فضاي پشت ناحيه‌ي برهنه گردن خيره شويد . هاله‌ي پيراهن را در ميدان ديد خود نگهداريد و ببينيد كه چه رنگهاي ديگري را مي‌توانيد اطراف گردن مشاهده كنيد.

اين تمرين شما را مطمئن مي‌كند كه چشمها و چشم سوم شما هماهنگ با هم عمل مي‌كنند ، همانطور كه در مورد كتاب اين هماهنگي وجود داشت.

مستقيماً روي گردن سوژه خيره نشويد . هميشه بايد هاله‌ها با ديد محيطي مشاهده شوند. در اين مرحله بايد بتوانيد رنگي كمي متفاوت را بالاي هاله‌ي پيراهن ، در اطراف سر و گردن مشاهده كنيد.

اكنون نگاه خود را كمي بالاتر ببريد بطوري كه خط نگاه شما همسطح با ناحيه‌ي سر باشد . همچنان با آرامش خيره شويد و چيزي را تغيير ندهيد. شما بايد بتوانيد در اطراف ناحيه‌ي سر مقداري رنگ زرد مشاهده كنيد.

وقتي هاله‌ي سر و گردن را مشاهده كرديد، از سوژه بخواهيد مقداري محاسبه‌ي ذهني رياضي انجام دهد يا سخت درباره‌ي چيزي فكر كند . دقت كنيد كه وقتي سوژه اين كار را انجام مي دهد ، هاله‌اش درخشانتر مي‌شود.

مرحله‌ي دوم: از سوژه بخواهيد كه بعضي از لباسهاي رو را از تن درآورد . ناحيه‌ي برهنه‌اي از پوست را در برابر يك زمينه‌ي خنثي بررسي كنيد ( به همان روش مشاهده‌ي هاله‌ي كتاب ) . ناحيه‌ي بالاي بازو و شانه بهترين نقطه براي شروع بررسي است .

در مشاهده‌ي پوست برهنه ، اولين چيزي كه خواهيد ديد نوري ضعيف و لرزان و مبهم در هوا ، در فضاي كنار پوست است . سپس خواهيد ديد كه هاله‌ي اتري ، از پوست پديد مي آيد . اين هاله مانند دودي به رنگ آبي‌كمرنگ است كه به پوست متصل مي‌باشد . هاله‌اي كه مي بينيد كاملاً مشخص است و بطور طبيعي حدود نيم اينچ (3/1سانتي متر ) قطر دارد.

اگر تمركز خود را حفظ كنيد رنگهاي اصلي هاله، شروع به تشكيل و تمايز خواهند كرد. ابتدا يك نوار باريك رنگي را مي بينيد كه مرز هاله را مشخص مي‌كند. اين نوار رنگي تا مدت كمي پديدار و ناپديد يا بزرگ و كوچك مي‌شود . اين قسمت ممكن است نااميد كننده باشد ، اما اگر به كار خود ادامه دهيد مشاهده‌ي آن آسانتر خواهد شد . نوار رنگي به تدريج بزرگتر ، پهن‌تر و مشخص‌تر خواهد شد. اگر تمركز خود را حفظ كنيد، پهناي آن به چند اينچ يا بيشترخواهد رسيد . در ضمن تشكيل رنگ ، ممكن است هاله‌ي اصلي بارها ناپديد و دوباره پديدار شود . علت آن پلك زدن و تغييرات جزئي كانون بينايي است و قابل پيشگيري نيست.

توصيه : روشني هاله‌ي يك شخص تا حدود زيادي به خلق و احساس او بستگي دارد . اگر شخص احساس شادي و سر زندگي داشته باشد ، هاله‌ي اوبسيار قوي‌تر ، بزرگتر و روشن‌تر خواهد بود . سعي كنيد موسيقي مورد علاقه‌ي شخص داوطلب را پخش كنيد يا براي او چند لطيفه تعريف كنيد و او را به خنده بيندازيد. اين كار انرژي هاله را افزايش خواهد داد و ديدن آنرا براي شما ساده‌تر خواهد كرد
.
منبع:http://www.arvah2006.blogfa.com

 

سفر روح (تكنيك سوم) - دکتر مطلب برازنده

امين۲مثبت:بنده هيچ مسئوليتي را در باره ی اين روش نميپذيرم!
در اين تكنيك از آگاهي به‌عنوان محور اصلي تمرين استفاده مي‌شود. منظور از آگاهي در اينجا جمع نمودن تمام حواس بر يك سوژه‌ي خاص و داشتن حضور ذهن بر آن مي‌باشد. اين كار شبيه رهاسازي جسم با حركت آگاهي در بخش‌هاي مختلف بدن مي‌باشد كه در «بند پنجم شرايط لازم براي سفر روح» به آن اشاره شده است. قابل ذكر است، همان طور كه آگاهي‌مان را در جسم خودمان به حركت درمي‌آوريم، مي‌توانيم آن را بر سوژه‌هاي بيرون از جسم خودمان نيز متمركز كرده، يا در محيط بيروني به حركت درآوريم.
فرافكني و سفر به بيرون از جسم، هم به‌صورت فردي و هم به‌صورت جمعي قابل انجام است. در مباحث قبل نمونه‌هايي از تكنيك‌هاي بسيار مؤثر فردي ارائه گرديد. در اين بحث قصد ارائه يك تكنيك جمعي و گروهي داريم. براي اين منظور لازم است يك گروه هفت نفره تشكيل دهيد، البته تعداد افراد مي‌تواند بيشتر و يا كمتر از اين مقدار نيز باشد. افراد گروه بايد همگون و از جنبه‌هاي مختلف احساسي و عاطفي به يكديگر شبيه و نزديك باشند. همه‌ي افراد بايد علاقمند و مشتاق براي فرافكني باشند و افراد مخالف با اين پديده نبايد در اين گروه قرار بگيرند. اينگونه افراد با انرژي‌هاي منفي خود كه حاصل مخالفت‌ها و ناباوري‌هاي فكري‌شان مي‌باشد، ايجاد اختلال در تمرين مي‌كنند. همچنين باعث كاهش ميزان موفقيت ساير افراد نيز مي‌گردند.
براي انجام اين تمرين، به تعداد افراد گروه مبل راحتي فراهم نماييد. وضعيت مبل‌ها بايد به گونه‌اي باشد كه به‌راحتي سر، گردن و پشت خود را بر پشتي آن رها كنيد و بدون هيچ‌گونه انقباض و فشاري بتوانيد براي مدت طولاني به‌راحتي روي آن بنشينيد و خود را رها كنيد. مبل‌ها را به‌صورت يك دايره منظم كنار هم قرار دهيد، مبل‌ها بايد در تماس با يكديگر باشند، به‌گونه‌اي كه بين هر مبل و مبل‌هاي دو طرف آن تماس فيزيكي برقرار باشد. پس از آرايش مبل‌ها به‌صورت دايره‌اي، بر روي آنها بنشينيد، به‌گونه‌اي كه كف هر دو پا كاملاً روي زمين قرار گيرد. لبه‌ي پاي راست بايد با لبه‌ي پاي فردي كه در سمت راست شما قرار گرفته در تماس باشد، همچنين لبه‌ي پاي چپ بايد با لبه‌ي پاي فردي كه در سمت چپ شما قرار گرفته در تماس باشد. بدين صورت در اين دايره پاي تمام افراد با همديگر در تماس فيزيكي قرار مي‌گيرد. دستان خود را نيز به همديگر وصل كنيد، به‌طوري كه تمام افراد حاضر در دايره با دست‌هايشان در تماس با هم باشند. بدين ترتيب يك تماس فيزيكي كامل از طريق دست‌ها و پاها بين تمام افراد برقرار مي‌شود.
بدون شك افراد حاضر در اين گروه همگي بايد مرد يا زن بوده، يا همه با هم محرم باشند. تشكيل اين حلقه يك امتياز بزرگ از ديدگاه متافيزيك به دنبال خواهد داشت. چون هاله‌هاي افراد در هم فرو رفته، در تماس با هم قرار مي‌گيرد، يك هاله‌ي حلقه‌اي واحد تشكيل مي‌شود. در نتيجه سطوح انرژي همه‌ي افراد حاضر در گروه يكسان مي‌شود. به‌عبارت ديگر تمام اين برنامه‌ها (تشكيل حلقه، تماس فيزيكي افراد و…) براي همسان و همتراز نمودن سطح انرژي افراد گروه مي‌باشد. اين پديده يك موضوع علمي با توجيهات قوي ماورائي مي‌باشد. با هم‌سطح شدن انرژي‌ها، امكان موفقيت افزايش پيدا مي‌كند. همچنين نتايج حاصل براي همه‌ي افراد تقريباً يكسان خواهد بود. به‌عبارت بهتر همه افراد به درجات بالايي از موفقيت به طور يكسان مي‌رسند. در صورت عدم انجام اين كار، به دليل اختلاف در سطوح انرژي افراد، ميزان موفقيت جمع كاهش پيدا مي‌كند، همچنين بازده‌ موفقيت بين افراد اختلاف زيادي خواهد داشت. تشكيل اين حلقه براساس همان توجيهات علمي و متافيزيك مذكور مي‌باشد و هيچ‌گونه ارتباطي با حلقه‌هاي تصوف ندارد.
پس از قرار گرفتن روي صندلي‌ها براساس همان اصول شش‌گانه (با در نظر گرفتن شرايط مكاني، زماني و وضعيت جسمي) تمرين‌هاي تنفسي، رهاسازي جسم و ذهن را به‌صورت گروهي انجام دهيد. در اين حالت بهتر است يك نفر در جمع به‌عنوان مسؤول، مراحل كار را با صداي بلند بيان كند تا همه همزمان با هم انجام دهند و پيش بروند. پس از طي نكات اصولي شش‌گانه و رها شدن جسم و ذهن به‌صورت زير عمل كنيد.
آگاهي خود را در ناحيه سر جمع كنيد… توجه خود را در چشم سوم متمركز كنيد… براي لحظاتي خود را درون چشم سوم احساس كنيد… آگاهي شما همچنان در ناحيه سر متمركز است… توجه شما همچنان بر چشم سوم است… آگاهي خود را به سمت فرق سر حركت دهيد… آگاهي را از طريق چاكراي شماره‌ي هفت خارج كنيد… اين كار به‌راحتي قابل انجام است… آگاهي خود را در فضاي بالاي سر معلق نگه داريد… به فضاي بالاي سر خود اشراف و آگاهي كامل داشته باشيد… آگاهي را در راستاي محور سر تا سقف اتاق حركت دهيد… آگاهي را در اين فضا به سمت بالا و پايين حركت دهيد… آن را به گوشه‌ي مشخصي از اتاق ببريد… آن را نزديك يك شيء خاص در اتاق ببريد… .
آگاهي شما به‌راحتي مي‌تواند در تمام فضاي اتاق حركت كند، حتي مي‌تواند فضاي اتاق را ترك كرده، در اتاق‌هاي مجاور به حركت درآيد. آگاهي شما مي‌تواند در فضاي بيرون ساختمان، در كوچه و خيابان نيز حركت نمايد. آگاهي را ابتدا در مكان‌هاي آشنا حركت دهيد؛ مكان‌هايي كه بارها ديده‌ايد و تداعي و تجسم آن براي شما آسان است. مي‌توانيد آگاهي خود را به سمت شهرهاي ديگر و يا حتي كشورهاي ديگر به پرواز درآوريد.
پس از موفقيت در مراحل فوق، آگاهي خود را به سمت آسمان ببريد و به ستارگان مختلف و سيارات متفاوت سر بزنيد. به‌ياد داشته باشيد جايگاه آگاهي شما در وراي ابعاد مكان و زمان است. پس براي انتقال از يك مكان به مكان ديگر (نزديك يا دور) به زمان با مفهوم فيزيكي نياز نداريد. با آگاهي خود در آسمان زيبا به سير آفاق مشغول هستيد و عظمت خالق يگانه را تحسين مي‌كنيد. يك احساس بسيار خوب، لذت‌بخش و شيرين در وجود شما جاري مي‌شود. احساس سبكي، رهايي و آزادي مي‌كنيد.
هر وقت كه بخواهيد مي‌توانيد اراده كنيد و به كالبد فيزيكي خود كه بر روي مبل در اتاق قرار دارد برگرديد. اين كار به آساني و با خواست شما در يك لحظه انجام مي‌شود. تلقينات مثبتي پيرامون نتايج موفق اين تمرين و موفقيت در تمرين‌هاي بعدي به خود بدهيد. از شماره يك تا پنج شمرده، با يك احساس خوب و مثبت چشمانتان را باز كنيد. به زندگي لبخند بزنيد، خداوند را شكر نماييد.
برای کسب اطلاعات لازم پیرامون شناخت روح به کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، چاپ انتشارات نوید مراجعه نمادید.

 

Reference: Dr Motaleb Barazandeh, A Miscellany of Articles, Rasane Andishe, 1380

رﺅیای نامرئی شدن ممکن شد !!!

 

 

                                           

  

اگر جسم ( A ) را با پوششی از متامتریال محافظت کنیم، انعکاس های نوری از جسم ( B ) با برخورد به پوشش متامتریال، جسم ( A ) را دورزده و بیننده عملآ جسم ( A ) را نخواهد دید.

 

 

 

دانشمندان در بریتانیا و ایالات متحده راه حل هوشمندانه ای برای نامرئی کردن اشیا پیشنهاد کرده اند. این روش به کمک احاطه کردن شیء با ماده ای که متامتریال ( Metamaterial ) نام دارد انجام میگیرد.

 

متامتریال به ماده مرکبی گفته میشود که دارای خواص نامتعارف الکترومغناطیس در ساختار وجودی خود است. بنا به گفته محققان، پرتوهای نوری که بر این ماده افکنده میشوند، به دور شیء میگردند و در طرف دیگر دوباره جمع شده و دقیقا در همان مسیر قبلی به راه خود ادامه میدهند.

 

هرچند این ایده در حال حاضر تنها در حد تئوری مطرح است است، اما محققین امیدوارند که در طی پنج سال آینده موادی را بسازند که برای امواج رادیویی قابل تشخیص نباشد.

 

متامتریال، ماده ای است که از ترکیب میله های ریز و مجموعه ای از حلقه های فلزی ساخته شده است که برای اولین بار توسط دیوید اسمیت ( David Smith ) ( استاد دانشگاه کالیفرنیا ) ساخته شد.

 

آنچه این مواد را غیر معمول کرده است، خاصیت ضریب شکست منفی نور در آنها است، به این معنا که این مواد نور را در جهت مخالف مواد عادی منکسر میکنند. مواد الکترومغناطیس تشکیل دهنده آنها میتواند با دستکاری مختصر و دقیق ساختارشان "تنظیم" نیز بشود.

 

 

آیا نامرئی شدن ممکن است؟

 

همانطور که گفته شد مواد جدیدی که میتوانند شیوه گشتن نور یا هر اشعه دیگر به دور اشیاء را تغییر دهند میتوانند روشی برای نامرئی کردن آنها مهیا کنند.

 

دو گروه مجزا از محققین به نظریاتی مشابه درباره روشهای استفاده آزمایشی از متامتریال دست یافتند. آنها اعتقاد دارند که با پیچیدن اشیای مختلف در متامتریال میتوان آنها را از نور مرئی، نور مادون قرمز، مایکروویو (ریزموج) و شاید دستگاههای ردیاب صوتی، پنهان کرد.

 

کار آنها بر این مطلب دلالت میکند که تجسم علمی - تخیلی از پوششهای نامرئی کننده میتواند کاملا امکان پذیر باشد. البته تقلید از ردای هری پاتر و مرد نامرئی در فیلمها و داستانها مشکلتر خواهد بود زیرا این مواد باید به صورت پوشش ضخیمی مورد استفاده قرار گیرند.

 

این روش با توجه به خاصیت انکسار (شکست) نور مطرح شد. این خاصیت نور به این شکل است که امواج الکترومغناطیسی همواره سریعترین مسیر (و نه لزوما کوتاه ترین مسیر) را برای حرکت خود انتخاب میکنند، برای مثال اگر مدادی را در داخل ظرف آب قرار دهیم، به نظر شکسته میرسد.

 

اولف لئونهارت ( Ulf Leonhardt ) فیزیکدان دانشگاه سنت اندرو در بریتانیا، در یکی از گزارشات خود نوشته است:

" موقعیتی را تصور کنید که یک ماده، نور را از دور حفره ای در خود عبور دهد "، نور در پشت این شیء دوباره به مسیر سابق برمیگردد، مانند اینکه تمام مدت در خط مستقیم حرکت میکرده است.

 

لئونهارت ادامه میدهد: "هر چیزی که در این حفره قرار داده شود از نظر پنهان خواهد ماند. این ماده، واسطه ای است که یک خطای باصره کامل را ایجاد میکند : نامریی بودن."

 

" چنین وسایلی میتوانند امکان پذیر باشند. روشی که در اینجا ایجاد شده است میتواند به کمک امواج الکتومغناطیس دیگر و صوت، در گریز نگارها نیز به کار گرفته شود.

 

این تئوری از روش مورد استفاده در بمب افکنهای مدرن استیلت ( stealth ) (به معنای پنهان کاری) که در آن با منعکس کردن امواج رادار از روی سطح خود، مانع دیده شدن میشدند، متفاوت است.

 

در روش مورد نظر، شیء در پوسته ای از متامتریال قرار میگیرد و میتواند خطایی حسی مانند سراب را ایجاد کند. متامتریال ها سازه هایی مرکب هستند که عمدا به شکلی طراحی شده اند که هیچ شباهتی با آنچه در طبیعت هست، نداشته باشند. آنها دارای خواص نامتعارفی مانند شکستن نور به شکلی منحصر به فرد هستند.

 

مطالعه بر روی ایده نامرئی شدن، مانند هر موضوع دیگری در فیزیک، به مقداری تخیل نیاز دارد.

 

دیوید شورینگ از دانشگاه دوک ( Duke University ) واقع در کارولینای شمالی میگوید: "فضا را به شکل یک پارچه بافتنی درنظر بگیرید و تصور کنید که بدون پاره کردن بافتنی و تنها با فروبردن شیئ نوک تیزی در میان نخها، سوراخی ایجاد میکنید."

 

" نور یا ریزموجها یا امواج رادار از میان نخهای پارچه عبور میکند و بدون دیدن این شیء، از آن عبور میکند. کافی است شما ماده ای با خواص صحیح را داشته باشید و بتوانید نور را هدایت کنید."

 

آزمایشگاه دانشگاه دوک کار بر روی متامتریال را با مجوزی از دایره پروژه های تحقیقاتی پیشرفته تدافعی ( Defense Advanced Research Projects Agency ) که بخشی از وزارت دفاع ایالات متحده است، آغاز کرد. چنین موادی میتوانند برای ساختن بخشهای الکترونیک بسیار سبک در هواپیماها و خودروها و همچنین عدسیهایی بسیار کارآمد استفاده شوند.

 

شورینگ و دیوید اسمیت در دانشگاه دوک به همکاری جان پندری ( John Pendry ) از کالج سلطنتی لندن، به ایده استفاده از این مواد برای شکستن نور و تابشهای الکترومغناطیسی دیگر دست یافتند.

 

به گفته اسمیت: "ما در حال کوشش برای راه اندازی نمایشی تجربی از این تاثیرات هستیم. هنوز چند قدم دیگر باید برداشته شود و ما در حال کار بر روی این قدمها هستیم."

 

او افزود هر کسی که بخواهد چنین پوششی را بسازد باید در ابتدا تصمیم بگیرد که قصد دارد از دید کدام پرتوها پنهان بماند. این نامرئی بودن میتواند به این شکل هم مورد استفاده قرار بگیرد، شخصی که از طیف نور مرئی پنهان شده است میتواند از ابزارهای ریزموجی، صوتی یا مادون قرمز برای دیدن بیرون استفاده کند.

 

شورینگ میگوید: "من میخواهم که از تمام طیف نور مرئی پنهان شوم و این کار بزرگی خواهد بود."

 

 

 

 

 

منبع:http://thescience.blogfa.com

 

 

  چرا دعا مي‌كنيم؟

   
 

 شايد برايتان جالب باشد كه آگاه شويم دعا در زندگي ما انسان‌ها چه اثراتي به همراه دارد. امروزه اكثر ما انسان‌ها فكر مي‌كنيم دعا كردن هيچ تاثيري در زندگي و موفقيت ما ندارد.

   
    گاهي ما، خداوند را محدود مي‌كنيم به زمان و مكان مشخصي و دعاي ما امكان‌پذير نيست مگر در زمان و مكان معيني. بعضي از ما سحرگاهان هنگامي كه خداوند هنوز خورشيدش را بر ما نتابانده، دعا مي‌كنيم، بعضي ديگر شبانگاهان ديرهنگام زماني كه روز به اتمام رسيده و سكوت شب فرا رسيده است. بعضي در اتاق كوچك‌مان و بعضي در پشت‌بام خانه، بعضي در كليسا و بعضي ديگر در رختخواب‌. گاهي چنان با اين زمان و مكان معين انس مي‌گيريم كه دعا كردن در شرايطي ديگر برايمان غيرممكن مي‌شود.
   
    دعا كردن فوايدي دارد كه باعث ايجاد سلامت جسماني در انسان‌ها مي‌شود و كليه اين مزايا قابل اثبات هستند.
   
    دعا، صحبت كردن با خالقي است كه به شما هستي بخشيده، دعا يعني برقراري ارتباط با يگانه خالق هستي.
    خداوند به تك‌تك مخلوقاتش علاقه دارد و براي آنها ارزش قائل است. زمان دعا كردن بايد اين كار را با اعتقاد و ايمان كامل انجام دهيد و مطمئن باشيد كه خداوند صداي شما را مي‌شنود و روزي به شما پاسخ خواهد داد. اگر به دعا كردن ايمان نداشته باشيد، چيزي بيشتر از آرامش نصيب‌تان نخواهد شد. براي رسيدن به حاجات، بايد اعتقاد داشته باشيد كه خداوند به شما علاقه‌مند است و منتظر شنيدن صداي شماست. او هميشه به شما كمك خواهد كرد تا نقاط خالي موجود در زندگي خود را به نحوي پر كنيد.
   
    بياييد از هر فرصتي براي صحبت كردن با خدا استفاده كنيم. بياييد رابطه خود را با خدايمان صميمي‌تر و دوستانه‌تر كنيم.
    خداوند از ما مي‌خواهد كه با او صادق باشيم و در سختي، غم و عصبانيت يا در آسايش، خوشي و شادي با او در ارتباط باشيم. او ما را در هر لحظه‌ مي‌خواهد، پس ما نيز بايد هر لحظه با او در ارتباط باشيم.
   
    زماني كه دست به دعا بلند مي‌كنيد، نه تنها خداوند با روي باز به شما پاسخ مي‌دهد، بلكه با اين كار درهاي زندگي خود را به سمت او باز نموده‌ايد و به راحتي با قلب و سپس تمام وجودتان عجين مي‌شود. دعاي شما به منزله دعوتي است كه باعث مي‌شود باريتعالي به زندگي شما قدم بگذارد.
   
    ما دعا مي‌كنيم خداوند كنترل امور زندگي‌مان را به عهده گيرد و در تمام شرايط ما را ياري كند چرا كه ما آفريده شده‌ايم تا با خدا راز و نياز كنيم و فقط از اين طريق مي‌توانيم به سعادت و خوشي دست پيدا كرده و معناي حقيقي زندگي را دريابيم.

منبع: چاپ

 ۱۰۱%  


از یه نگاه موشکافانه ریاضی :
اصلا چه معنی میده بیش تر از ۱۰۰ درصد ؟
چطوری میشه به بیشتر از ۱۰۰ درصد دست پیدا کرد ؟
۱۰۰ درصد تو زندگی چه معنی ای میده ؟
اینجا یه فرمول کوچیک ریاضی هست که ممکنه کمکتون کنه ؟


اگر :
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
میشه جاش شمارشو نوشت :
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶

اگر :
H-A-R-D-W-O- R- K
۸+۱+۱۸+۴+۲۳ + ۱۵+۱۸+۱۱ = ۹۸%
و:
K-N-O-W-L-E- D-G-E
۱۱+۱۴+۱۵+۲۳+ ۱۲+۵+۴+۷+ ۵ = ۹۶%
اما :
A-T-T-I-T-U- D-E
۱+۲۰+۲۰+۹+۲۰+ ۲۱+۴+۵ = ۱۰۰%
حالا ببینید عشق به خدا شما رو به چه عددی میرسونه :
L-O-V-E- O-F-G-O-D
۱۲+۱۵+۲۲+۵+۱۵+ ۶+۷+۱۵+۴ = ۱۰۱%
بنابراین ، بر اساس ریاضی میشه اینطوری نتیجه گیری کرد که :
وقتی که کار سخت و دانایی شما رو بهش نزدیک میکنه ، طرز برخورد شما رو بهش میرسونه و لی عشق به خداست که شما رو به بالای همه اینها میرسونه !!!

عكس هاي شخصي اينشتين
عكس هاي شخصي اينشتين
عکس های شخصی اینشتین

 

عكس هاي شخصي اينشتين

برگرفته از وب سايت ايرانيكا www.iranika.ir

 

Pictures of Einstein by himself
The oldest picture  Patent clerk  1920 ca. 1900
1931 Radio talk Barcelona, 1923 Berlin 1922
Haberlandstraße 
Berlin 
Berlin  Santa Barbara, 1933  
Violin, 1929 Violin, 1941   Princeton
Vacation Sailing early 1940s Princeton,1937
At the blackboard   Princeton Winter
The last blackboard 1947 1950 The Tongue
 

 leiwen.tripod.com

عكس هاي اينشتين و خانواده اش
عكس هاي اينشتين و خانواده اش
آلبوم تصاویر دیدنی از اینشتین و خانواده اش

 

عكس هاي اينشتين و خانواده اش
برگرفته از سايت ايرانيكا
www.iranika.ir

 

Pictures of Einstein with his Family
Abraham & Hindel E.
Grandparents
Father Hermann Mother Pauline  Sister Maja
1914 Wedding 1903  Mileva Hans Albert
Mileva, Hans Albert Elsa 1920 Elsa 1922 Elsa 1931
Albert, Elsa, Margot Eduard

 

   leiwen.tripod.com

 

عكس هاي اينشتين با همكاران و دوستانش
عكس هاي اينشتين با همكاران و دوستانش
آلبوم تصاویر دیدینی اینشتین با همکاران و دوستانش

 

عكس هاي اينشتين با همكاران و دوستانش
برگرفته از سايت ايرانيكا
www.iranika.ir

 

Pictures of Einstein with other People
Class at Aarau Max Planck Charles Chaplin Tagore, 1930
Oppenheimer Bohr,Frank,Rabi Leo Szilard 70th birthday
Adams,Michelson
Millikan, 1931
Thomas Mann, 1938 Fritz Haber, 1914 Einstein/Bohr Debate
Nernst, Planck
Millikan, Laue 1928
Ben Gurion, 1951
 

  leiwen.tripod.com

 

                                                                                                                                               

 

کریستالها و سنگها از مدتهای طولانی برای درمان، حفاظت، و همچنین تزئینات استفاده شده اند. امروزه انسان بدلیل کیفیت آرام بخشی و انتقال دهندگی کریستالها ، به سوی آنها جذب شده اند. همچنین خاصیت نمادی ( سمبلیک) این کریستالها برای انسانها جذاب است. امروزه همچنین کریستالها در صنعت نیز بیشتر استفاده می شوند.

برای مثال، زمانی که شما سنگی را انتخاب می کنید که سمبلی از کیفیت نیازهایتان در یک رابطه را دارا می باشد، این سنگ اغلب اوقات این کیفیت را در روابط شما به ارمغان می آورد.

کریستالها ، انرژی را جذب و منتقل می کنند. این انرژی قادر به از بین بردن انسدادها، ازبین بردن استرسها، حمایت از مقصدهای جدید می باشد. همچنین خاصیت  خنثی کردن انرژی منفی و تجدید انرژی را دارا می باشد.

یاقوت ارغوانی

Amethyst cluster

سنگ یاقوت ارغوانی برای استفاده در کارهای درمانی، برای درمانگران مبتدی و یا حرفه ای – بسیار عالیست. همچنین کریستال یاقوت ارغوانی برای افزایش  حس شادی و نشاط استفاده می شود.

       

  سنگ یاقوت ارغوانی خوشه ای

AMETHYST CATHEDRAL

این سنگ انرژی صلح، تعادل، جرأت، و قدرت درونی را به ارمغان می آورد. همچنین این سنگ اثر آرام بخشی در محیط دارد.

 

سنگ یاقوت ارغوانی کاسدرال

Amethyst crystal

حضور این سنگ در خانه و یا باغ بسیار عالی است. همچنین این سنگ برای محافظت علیه حمله های روانی بسیارمؤثر است وبرای استفاده در تله پاتی و سایر فعالیتهای سایکیک نقش باز کننده دارد.

 

کریستال یاقوت ارغوانی

این نوع کریستال، آگاهی روحانی، مدیتیشن،قدرت  فعالیتهای سایکیک، صلح و آرامش درونی، انتقال انرژی مثبت را افزایش می دهد و استرس را از بین می برد.

سری متنوعی از سنگ کوارتز بنفش، بنفش کمرنگ و ارغوانی را مریستال آمتیست می نامند. این کریستال در طیف رنگی بنفش کمرنگ و بنفش پررنگ قرار دارد و بصورت نوک تیز، خوشه ای و کاسدرال موجود است.

سنگهای معدنی

 MINERALS

سنگهای معدنی، قدرتهای درمانی متفاوتی دارند. این سنگها عبارتند از: آزریت، روز کویر، مالاشیت، کیانیت، کارولیت، همیتسیت و مکسیت. انواع سنگهای معدنی هر کدام قدرت درمانی خود را دارا می باشند و برخی آنها با هم ، هم قدرت هستند.در جهان پیرامون ما، نمونه های فراوانی از سنگهای معدنی وجود دارند که برای موضوعات بسیار زیادی استفاده می شوند.

نمونه سنگهای مالاشیت :

Malachite specimens

این سنگ قدرت فوق العاده ای برای برانگیختن دید فیزیکی و سایکیک ( روانی) را دارا می باشد.به تمرکز کردن کمک می کند و همچنین در درمان دردهای احساسی می تواند بعنوان همکار شما ، در انتقال صلح مؤثر باشد. همچنین این سنگ، سنگ پشتیبان مسافران است.

سنگ آزوریت

AZURITE

این سنگ در از بین بردن اعتقادات کهنه از سیستم ذهنی بسیار مؤثر و قدرتمند است و شما را به سوی واقعیت بالاتری هدایت می کند و فهم عمیق و درک بالاتری از معنای زندگی را برایتان میسر می سازد.

 

عقیق نوار آبی

Blue lace agate

این سنگ، سنگ آرام بخش و ملایمت است و در رسیدن به روح برتر شما را کمک می کند و به شما یاری می رساند . عقیق نوار آبی سنگی الهام بخش است که در رسیدن به تعادل درونی مؤثر است و در انجام معجزات از این سنگ استفاده شده است.

سنگ کریسوکولا

CHRYSOCOLLA

این سنگ برانگیزاننده آرامش، صلح و صبر است. همچنین این سنگ، با تعادل درونی و عشق بلاشرط در ارتباط است. و خاصیت ملایمت و لطافت را عرضه می کند.

 

ارتعاشات

هر سنگ معدنی، در بسامد مخصوص به خود، دارای ارتعاشاتی است و هنگامی که در ارتباط با سایر کریستالهای مرتعش استفاده شوند می توانند قدرت یکدیگر را تقویت کنند.

 

سنگ هماتیت

HEMATITS

 

سنگ هماتیت آرامش ذهنی را فراهم می آورد و حافظه و تمرکز را قوی می کند. این سنگ همچنین باعث بالا رفتن فرایند منطقی ذهن می شود.

 

سنگ کارولیت

CARROLLITE 

این سنگ بر ضد حمله های روانی استفاده می شود و همچنین قادر است  هاله را قوی کند.

 

سنگ رز کویر

DESERT ROSE

این سنگ قدرت فکر کردن و دید ذهنی را روشن می کند، و همچنین ادراک را قوی می سازد و ذهن را آرام می گرداند.

 

سنگ کیانیت

KYANITE

این سنگ هیچگاه به پاکسازی نیازی ندارد و انرژیِ منفی را به خود جذب نمی کند. این سنگ آورنده ی صداقت و وفاداری، راستگویی و آرامش است و همچنین به رویاها ( خوابها ) کمک می کند. همچنین این سنگ یک انتقال دهنده  انرژِی فوق العاده است.

 

هفت چاکرا در بدن انسان و

اثرات کریستالها بر آن

چاکرای ریشه :

 این چاکرا در انتهای ستون فقرات قرار دارد. این چاکرا سطوح انرژی ما، ارتباطمان با زمین و آرزوها و جاه طلبی های ما را کنترل می کند.

کریستالهایی که برای درمان این چاکرا استفاده می شوند عبارتند از : یاقوت قرمز، لعل، یشم، سنگ آهن ( هماتیت )

چاکرای جنسی:

این چاکرا در لگن خاصره نزدیک استخوان خاجی قرار دارد. این چاکرا کنترل کننده هیجانات، نیازهای جنسی و همچنین تنظیم کننده میزان آرزوهایی که در زندگی می خواهید به آنها برسید می باشد.

کریستالهایی که برای درمان این چاکرا مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از : عقیق جگری رنگ، چشم ببر، عقیق، کوارتز، کلسیت، کوارتز روتیلیتد.

چاکرای شبکه خورشیدی :

 بر روی شکم و زیر دیافراگم قرار دارد و با عزت نفس، اعتماد به نفس، و آزادی انتخاب مرتبط است.

کریستالهایی که برای درمان این چاکرا استفاده می شوند عبارتند از : توپاکس، سیترین، الماس زرد، و اوپال ( یکنوع سنگ سیلیسی که از در کوهی نرم تر و سبک تر است – در اصطلاح بازرگانی ( شیشه شیری رنگ) نام دارد.

چاکرای قلب:

در مرکز سیستم انرژی انسان قرار دارد و به زندگی عشق می بخشد. این چاکرا بر روی عملکرد سطوح جسمانی، احساسی، و انرژیایی اثر می گذارد. کریستالهایی که برای درمان این چاکرا استفاده می شوند عبارتند از : زمرد، پریدت، یشم سبز، رز کوارتز و یاقوت.

چاکرای گلو :

در برگیرنده گلو، گردن، دهان، دندانها، و فک ( آرواره) است. از خصوصیات این چاکرا عبارتند از : خلاقیت، قدرت اراده، واقعیت، ارتباطات، و صداقت فردی.

کریستالهایی که برای درمان این چاکرا استفاده می شوند عبارتند از : سنگ یمانی، زمرد کبود فام ( زمرد دریایی) فیروزه، یشم سبز و کریسوکولا .

چاکرای چشم سوم :

بین دو ابرو قرار دارد و به چشم سوم معروف است. این چاکرا مرکز هوش فطری ماست و با خرد ، شهود، آگاهی و بصیرت ما مرتبط است. کریستالهایی مورد استفاده برای درمان این چاکرا عبارتند از : یاقوت کبود، تانزانیت، اییولیت، سنگ لاجورد، و سنگ صابون.

چاکرای تاج :

این چاکرا برقرار کننده ارتباط بین ضمیر برتر و کنترل احساسهای شادی و خوشحالی است. کریستالهایی که برای درمان این چاکرا استفاده می شوند عبارتند از : یاقوت ارغوانی، الکساندریت، عین الشمس، و لابرادوریت.

ما به این دلیل چاکراها را بالانس و تنظیم می کنیم ، تا انسدادها را قبل از اینکه تبدیل به مشکلات جسمانی شوند، از بین ببریم. کریستالها بدلیل ساختار مولکولی متقارنشان، انرژی را بصورت دائمی و به آرامی مرتعش می کنند و هنگامی که برای بالانس چاکراها استفاده شوند، می توانند جریان شفا و خلاقیت را بازآفرینی کنند.

قبل از استفاده از کریستالها برای درمان، باید در آب سرد و نمک پاکسازی شده و سپس با قرار دادن آنها در معرض نور خورشید و یا نور ماه، شارژ انرژی شوند.

بعد از استفاده از کریستال نیز باید کاملا ً پاکسازی شوند چرا که انرژی منفی را جذب کرده اند و در صورتیکه پاکسازی نشوند امکان دارد این انرژی را به چاکرا منتقل کنند.

چنانچه در زمان اضطراب و استرس از کریستالها و سنگ استفاده کرده اید، بهترین راه اینست که مدتی از آنها استفاده نکنید تا پاکسازی و تخلیه انرژی گردند.

                                                                                                                           مترجم : سیمین عمرانی

 

به نام خدا

 

 فلسفه وضو و نماز از ديد متافيزيكي

 

فرستنده ي مقاله : عبدالحسين حيدري عبدي

 

 

 

اصولا" قبل از خواندن نماز وضو مي گيريم .قبل از انجام هر كاري توصيه شده كه بايد با وضو انجام گيرد. در زماني كه بدن انسان به هر دليل ناپاك مي گردد توصيه به غسل و وضو شده است. ما كه مسلمانيم فلسفه غسل و وضو و خيلي از اعمال ديني را نمي دانيم و فقط طوطي وار انجام مي دهيم و بايد گفت  که دانش و آگاهي نور است , حركت در شاهراه است كه در نهايت ، انسان را به سر منزل مقصود مي رساند.  بعلاوه دانش و آگاهي از چيزي مي تواند اعتقاد و التزام  انسان را نسبت به آن افزايش دهد و ديد انسان نسبت به موضوع مربوطه را وسيعتر گرداند. بنابراين اگر وضو, نماز و ديگر اعمال را با دانش و تدبير انجام دهيم , به نور مي رسيم .

 

بايد ذكر كرد كه علاوه بر موارد واجب , در احاديث آمده كه به هنگام تب , سردرد , عصبيت , دل پيچه و غيرو وضو بگيريد . دليل آن چه مي تواند باشد ؟

 

چرا در وضو مردان بايد از پشت آرنج آب بريزند ولي خانمها بايد از قسمت تاي دست (جلو) اينكار را انجام دهند؟ چرا بهتر است بعد از وضو بدن را خشك نكنيم؟ فلسفه سجده چيست ؟ چرا گفته شده اگر مهر را كمي جلوتر از حالت عادي قرار دهيم بهتر است ؟ فلسفه ذكر چيست و هزاران سوال ديگر كه يك مسلمان موظف به دانستن آن است . سعي شده كه در اين مختصر , با استفاده از كتب اساتيد فن و سايتهاي مختلف به سوالات فوق تا حدودي پاسخ داده شود.

 

در اينجا به مشاهده اتفاقاتي كه در چاكراها و هاله فرد در هنگام عمل وضو روي مي دهد , پرداخته مي شود.  بررسي وقايعي كه براي هاله و چاكراها در هنگام نماز روي مي دهد خود جاي تحقيق فراوان دارد.

 

اما قبل از آن بهتر است كه به يك مورد علمي اشاره كنم. بايد گفت كه توسط دوربينهاي مخصوص هاله بيني مي توان به شكل هاله در هنگام اعمال فوق پي برد . بنابراين لازم مي دانم در ابتدا در باب اين ابزار توضيحي ارايه كنم. در واقع براي ديدن هاله بايد چشم انسان شرطي شود  واين امر بهتر است كه بوسيله عينكهاي مخصوص با لنزهاي رنگي صورت گيرد. البته بدون ابزارهاي فوق هم مي توان به اين مهم دست يافت ولي زمان مي برد. از راه عكسبرداري kirlian (عكسبرداري پيشرفته اي كه دانشمند روسي سيمون د.   Semjon D. و همسرش والنتينا ك . كرليان Valentina K. Kirlian تهيه وثبت كرده اند ) اين تشعشعات را مي توان مشاهده كرد كه در زير نمونه هاي از آن در انسان , قارچ , گياه و غيرو آورده شده است .

 

 

 

 

 

شكل1- هاله هاي اطراف دست توسط عكسبردلري كرليان

 

 

 

شكل2- هاله هاي اطراف يك نوع قارچ كه سمت راست بطور مصنوعي و سمت چپ بطور طبيعي رشد كرده

 

 

 


 

 

شكل3- هاله هاي اطراف يك برگ

 

 

 

 

 

بايد گفت كه امواج هاله از مادون قرمز و ماوراي بنفش تشكيل شده است . در طرحهاي علمي عينكها و لنزهاي مخصوص , از چشم انسان در برابر اين امواج محافظت بعمل مي آيد. البته نتايج مشابهي ممكن است  بدون استفاده از عينك حاصل شود  و آن حساس شدن چشم با خيره شدن به يك صفحه زرد رنگ  است كه اعصاب شبكيه را نسبت به رنگ قرمز و سبز خسته مي كند و همان موقع حساسيت بيشتري نسبت به رنگ آبي حاصل مي گردد. در زير نمونه اي از عينك مشاهده چاكراها هم آورده شده . رنگ دسته هر عينك , نوع چاكرايي را كه با آن عينك مي توان مشاهدا كرد نشان مي دهد. مثلا" رنگ قرمز دسته , عينك مربوط به مولادهاراچاكرا (چاكراي اول است ) و رنگ سبز مربوط به آناهاتا چاكرا (چاكراي قلب ) مي باشد كه از سايت (www-assets_eyeglasses_com) گرفته شده است .

 

 

 

شكل4- عينك مخصوص مشاهده چاكراي قلب (چون رنگ دسته سبز است)

 

 

 

 

اكنون بايد گفت كه وضعيت انرژيكي انسان قبل و بعد از عمل وضو را مي توان مقايسه نمود. مشاهده شده كه عمل وضو بيشتر چاكراها و نادي ها (كانالهاي انرژي) را فعال و بزرگ مي كند. در اينجا لازم مي دانم كه مطالبي را از كتاب انرژي درماني (چو-آ-كوك سويي ) كه مترجم آن جمشيد هاشمي (آرام) مي باشند بدليل جالب و علمي بودن عينا" ذكر كنم :

 

 

" مشاهده شد كه انجام عمل وضو بطور كلي اكثر چاكراها و كانالهاي انرژي را بزرگ و فعال مي كند . اما نكته جالب آن است كه در اين عمل , ميزان افزايش در چاكراهاي پاييني بسيار بيشتر از چاكراهاي بالاييي است . يعني اگر چاكراهاي بالايي تا 5/1 برابر بزرگتر شده اند , چاكراهاي پاييني ( قاعده اي , جنسي و نافي) به راحتي تا دو برابر و حتي بيشتر رسيده اند .

 

و ايشان مي نويسند كه : " در ادامه رعايت چنين آدابي است كه تجربيات خداشناسي آغاز مي شود . بررسي انرژيكي وضو , پيوند زيباي آن با فريضه اي همانند نماز را به خوبي نشان مي دهد. به هنگام پرداختن به نماز , سيل انرژي عظيمي برنمازگزار جاري مي شود. تميز بودن كانالهاي انرژي فرد و فعال بودن چاكراهاي وي , باعث مي شود تا انرژي الهي به ميزان بيشتري جذب و درك شود و بطور كلي پتانسيل نمازگزار براي مبادله ميزان انرژي بيشتر فراهم  شود. لذا توصيه مي شود قبل از پرداختن به هر عمل ديگري –همانند قرائت قرآن يا دعا خواندن –با وضو باشيم . اين عمل باعث مي شود تا آنچه كه از آن قرائت يا دعا قرار است نصيبمان شود, دو چندان شود. ".

 

هنگامي كه نيت بر عمل وضو صورت مي گيرد (ولو در ذهن ) "ريسمان روحي" –(كه توسط روشن بينان   دربالاي سر هر انسان  مشاهده شده  و در افراد معمولي به نازكي تار عنكبوت است ولي در افراد پيشرفته روحي تا يك سانتيمتر مي تواند ضخامت داشته باشد) درخشانتر و قطورتر مي شود. در واقع محل آن در ساهاسرارا چاكرا (چاكراي هفتم ) است و همانطور كه مي دانيم اين چاكرا سرچشمه و نقطه شروع تجلي تمام چاكراهاست. در ادامه بايد گفت كه هرچه چاكراي ساهاسرارا بيشتر باز باشد  ميزان گره ها و قفلهاي شش چاكراي باقي مانده باز شده  و انرژي هايشان با بالاترين فركانسهاي ممكن ساطع مي گردد. به محض اينكه چاكراي تاج كاملا" آگاه شود , كار جذب انرژي كيهاني اش به پايان مي رسد و شروع مي كند به تشعشعات انرژي بر طبق آكورد خودش.واين است آن رمزي كه مي گويند بايد هميشه نيت خير داشته باشيد. با تفكر به نيكيها و داشتن نيت پاك هر لحظه بر ميزان باز شدن ساهاس رارا افزوده مي گردد.  كه با قطورتر شدن آن انرژي روحي بيشتري (شيوا) بدرون فرد وارد مي گردد (وجه خالص انرژي الهي) .

 

حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را مي شوييم , پوست بدن قابليت جذب و نگهداري ميزان زيادي انرژي  را در خود دارد . انرژي هاي اضافي كه ناشي از مشغله ها , استرسها , امواج منفي و ديگر موارد است در ان هستند. ما حداقل در روز سه بار وضو مي گيريم و با اينكار سه با ر پاكسازي صورت مي پذيرد. البته ميزان انباشت انرژي منفي در پوست صورت بدليل حساسيت بيش از اندازه آن از ساير جاها بيشتر است.

 

با دست كشيدن روي فكها بر چاكراي فرعي فك تاثير مي كنيم و اين عمل اثر مستقيمي روي سيستم اعصاب و حافظه دارد.از نظر علمي آب قادر است مقدار زيادي انرژي در خود ذخيره سازد .حال چرا از آب سرد بجاي گرم استفاده كنيم بهتر است علت آن اين است كه آب سرد قابليت جذب انرژي بيشتري دارد نسبت به آب گرم(آبگرم بدليل فاصله بيشتر بين ملكولي, خود حاوي مقدار زيادي انرژي است و قابليت جذب زيادي ندارد).

 

در مرحله بعد با هر دست روي دست ديگرآب ميريزيم. در بيان علت آن بايد گفت كه اصلي ترين كانال انرژي بدن , در اصطلاح "سوشومنا" مي باشد كه اين كانال اصلي, در ناحيه شانه ها به دو كانال فرعي تقسيم مي گردد كه در نهايت به دو دست مي رسد . در ادامه , اين كانال اصلي, در ناحيه خاجي به دو بخش ديگر تقسيم شده, وارد پاها مي گردد. در امتداد اين كانال اصلي , كانالهاي فرعي ديگري موجود است كه هر كدام به عضو و اندام خاصي بر مي گردد. در جاي جاي سوشومنا مخروط مانندهاي كوچك و بزرگي وجود دارد كه دايما" در حال چرخش هستند(چاكراها). حال ما بر آرنج(براي مردان) آب مي ريزيم و دست مي كشيم تا انتهاي انگشتان, با اين كار انرژي هاي منفي از اين كانال فرعي زدوده مي شود .حركت روبه جلو باعث تحريك اين نادي و تخليه شديد انرژي راكد و منفي در آن مي گردد . لمس كردن تا كف دست و نوك انگشتان ادامه مي يابد . به اين مي ماند كه انرژي هاي منفي را مشايعت مي كنيم تا كاملا" خارج گردد. با اين عمل هم چاكراهاي كف دست بدليل لمس سريع فعال مي شوند وهم بين انرژي هاي چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت مي پذيرد . در توضيح تبادل دو دست بايد گفت كه در فلسفه قديم چين , شناخت به سه مهم تقسيم مي شود :

 

1-يانگ : بمعني "روشنايي خورشيد"(مثبت). از خصوصيات آن خورشيد , آسمان , فعاليت , درخشندگي و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سياهرنگ است , رقم آن فرد و ساير ارقام يانگ نيز طاق هستند.

 

2-اين : بمعني "فقدان روشنايي "  و به معني سايه , تاريكي است (منفي) . از خصوصيات آن زمين , ماه  , عدم فعاليت , كدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفيدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند.

 

3-تائو: وجود تضاد بين شب و روز, اختلاف روشنايي و تاريكي , گرما و سرما , خشكي و رطوبت مي باشد. اين قانون جوهر و چكيده عالم است.

 

در واقع با اتصال دست چپ وراست به يكديگر بين اين دو انرژي تبادل صورت مي گيرد .

 

 

 

مرحله بعد مسح سر است. با اين عمل ساهاسرارا چاكرا  تحريك مي گردد . قبلا" در مورد تحريك آن وتاثيرات آن در سطور پيشين توضيح داده شده است. از ديگر تاثيرات آن مي تواند ايجاد تعادل بين نيمكره هاي چپ و راست بدن كند و به اين ترتيب در احساسات و عواطف (نيمكره راست) و نيز در تفكر و منطق متعادل گردد.

 

مرحله بعدي مسح پاهاست كه دو اثر دارد. اول اينكه نيمه بالايي بدن با نيمه پاييني تبادل انرژي مي كند و به اين ترتيب نوعي توازن صورت مي گيرد.

 

تاثير دوم آن تحريك چاكراهاي كف پاست و اين امر سبب دريافت انرژي بيشتر از زمين مي گردد . به اين طريق , يعني با تداوم وضو در كارها , چاكراهاي پاها همواره تقويت شده و لذا همواره انرژي بيشتري از طريق پاها وارد مولادهاراچاكرا و شوادهيستاناچاكرا (چاكراي جنسي) مي گردد و به اين طريق فرد كمتر دچار خستگي مي گردد. به اين ترتيب فرد داراي استحكام و قوت دروني مي گردد. فرد با خوش بيني بر روي زمين زندگي كرده, همواره شاكر و سپاسگزار خواهد بود. ورود انرژي بيشتر به مولادهارا خيلي اهميت دارد چراكه اين چاكرا اساس نيروي حيات تمام چاكراهاي بالاتر را شكل مي دهد و سرچشمه نيروي حيات است. در اين چاكرا منبع لايزال انرژي كنداليني (يانگ) وجود دارد . سوشومنا , آيدا و پينگالا كه سه كانال اصلي انرژي بدن هستند نيز از اين چاكرا شروع مي شوند.

 

در زير جدولي ارايه شده است (از كتاب انرژي درماني چو-آكوك سويي-ترجمه و تاليف جمشيد هاشمي ) كه تاثير وضو بر چاكرا را نشان مي دهد.

 

 

نوع چاكراوهاله

 

قبل از وضو(سانتيمتر)

 

بعد ازنيت كردن(سانتيمتر)

 

بعد از وضو(سانتيمتر)

 

نيم ساعت بعد(سانتيمتر)

 

هاله سر

 

30

 

110

 

65

 

70

 

هاله شانه

 

25

 

110

 

خيلی بزرگ

 

70

 

هاله شكم

 

25

 

110

 

خيلی بزرگ

 

70

 

هاله پاها

 

20

 

150

 

خيلی بزرگ

 

70

 

مولادهارا( چاكرا1)

 

25

 

90

 

خيلی بزرگ

 

50

 

سوادهيستانا( چاكرا2)

 

40

 

90

 

خيلی بزرگ

 

100

 

چاكراي منگ مين

 

20

 

20

 

35

 

15

 

چاكراي ناف

 

15

 

20

 

40

 

30

 

طحال جلويي

 

35

 

25

 

25

 

15

 

طحال پشت

 

40

 

5

 

60

 

15

 

شبكه خورشيدي جلويي(چاکرا3)

 

55

 

40

 

80

 

20

 

شبكه خورشيدي پشتي(چاکرا3)

 

55

 

40

 

80

 

20

 

قلب جلويي(چاکرا4)

 

50

 

50

 

80

 

100

 

قلب پشتي(چاکرا4)

 

50

 

50

 

80

 

100

 

گلو(چاکرا5)

 

50

 

50

 

110

 

70

 

آجنا(چاکرا6)

 

50

 

50

 

80

 

100

 

پيشاني

 

20

 

50

 

15

 

10

 

تاج(چاکرا7)

 

50

 

110

 

140

 

100

 

كبد

 

35

 

20

 

25

 

15

 

دست و پا

 

40

 

110

 

خيلی بزرگ

 

70

 

 

 

 

 

در ضمن ذكر چند نكته لازم است و آن اينكه اثرات فوق زماني قابل توجه است كه ما در وضو تداوم داشته باشيم (در اين مورد علماي دين ما سفارش هاي  زيادي در مورد دائم الوضو بودن دارند. ) كه به مرور اثرات آنرا آشكارا لمس خواهيم كرد.

 

در ضمن الان نرم افزارها و دستگاههايي هستند كه فرد از طريق آن مي تواند شكل هاله ها و چاكراهاي خود را مشاهده كند و اثرات وضو را امتحان كند و نتايج جدول فوق را به عينه ببيند. ولي اين دستگاهها و نرم افزارها(كه در نوشته هاي بعد آنها را معرفي خواهم نمود ) بيشتر در دسترس خارجيهاست و بقول معروف : هفت شهر عشق را عطار گشت  / ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم .

 

با آرزوي موفقيت براي همگان و التماس دعا.

 

 

 

                 فعال سازی چشم سوم(اینکارخیلی ساده میباشدوهمه افراد میتوانندانجام دهند)

 




چشم سوم با اسامي مختلف از جمله چشم معرفت، چشم بصيرت، چشم دل، چشم درون، تيسراتيل و آجنا خوانده مي‌شود و جايگاه آن در كالبد اثيري و منطبق بر پيشاني در جسم فيزيكي است.

برخي دانشمندان اعتقاد دارند كه چشم سوم محلي براي دريافت ادراكات فراحسي، الهام و اشراق و وسيله‌اي براي ارتباط موجودات با يكديگر در جهان هستي مي‌باشد. از طريق آجنا مي‌توان با عوالم و موجودات ماورائي و همچنين با وراي ابعاد مكاني و زماني ارتباط برقرار ساخت. همچنين با كمك آجنا مي‌توان هاله‌ها را ديد.

براي رؤيت هاله، لازم است كه تمرينات باز كردن چشم سوم را انجام دهيد، تا چشم سوم خود را تحريك كرده، قدرت گيرندگي آن را افزايش دهيد. اين كار شما را قادر مي‎سازد كه انرژي اطراف سوژه‌ را دريافت كنيد. البته بدون انجام اين كار هم ديدن هاله‎ي تك‌رنگ‌ها ممكن است، اما اگر چشم سوم شما تحريك و باز نشده باشد، ديدن هاله‎ي يك موجود زنده بسيار مشكل خواهد بود.

به ياد بياوريد كه وقتي خيلي خيلي خسته و كاملاً فرسوده‌ايد چه حالي داريد؟ به ياد بياوريد كه چه احساسي داريد وقتي براي روزها نخوابيده‎ايد و به سختي مي‎توانيد چشمهايتان را باز نگه داريد؟ به ياد بياوريد كه چه احساسي داريد وقتي چشمهايتان دست از تلاش براي بسته شدن بر نمي‎دارند؟ به ياد بياوريد كه چه حالي داريد وقتي كه با چشمهايتان مي‎جنگيد تا آنها را باز نگه داريد؟

تجسم اين حالتها با تمركز و توجه كامل، در شما احساسي برمي‎انگيزد، مانند اينكه تلاش مي‎كنيد يك پرده‎ي خيالي سنگين را از پشت چشمهايتان بلند كنيد. در چنين حالتي ماهيچه‎هاي چشمهايتان خوب پاسخ نمي‎دهند، بنابراين كار شما تقريباً بطور كامل ذهني است.

چند لحظه صبر كنيد تا اين حالت را به خوبي مجسم كنيد. كوشش براي باز نگه‌داشتن چشمان خسته، يك تحريك ذهني قوي در چشم سوم ايجاد مي‎كند و به تدريج باعث باز شدن آن مي‎شود. اما چگونه؟

اين فعاليت گشايشي ذهن ، آگاهي جسمي شما را در محل چشم سوم متمركز مي‎كند. هنگامي كه آگاهي جسمي شما در يك قسمت از بدنتان متمركز مي‎شود و شما آن ناحيه را تحت نفوذ ذهني خود قرار مي‎دهيد، كالبد انرژي خود را در آن ناحيه به نحوي پويا تحريك مي‎كنيد. اگر اين فعاليت ذهني به اندازه كافي ادامه پيدا كند و تلاش ذهني كافي صرف آن شود، چشم سوم شما شروع به باز شدن خواهد كرد.

اگر شما فعاليت گشايشي ذهن را هنگامي كه در حالت آرامش هستيد و موضوعي در ميدان ديد شما قرار دارد ( و بطور مستقيم در حال نگاه كردن به آن نيستيد ) انجام دهيد، ديد هاله‎اي خودبخود ايجاد خواهد شد.

فعاليت گشايشي ذهن كه در اينجا شرح داده شد، شبيه تكنيك‎هاي ديداري باز كردن چاكرا است كه توسط اكثر استادان كار با انرژي و پيشرفت قواي ذهني تدريس مي‎شود. فقط به مراتب قوي‌تر و مؤثرتر است. تمرينهاي ديداري كار با انرژي به تنهايي ضعيف و كند هستند و يادگيري و استفاده از آنها مشكل است.

توصيه: مركز بين دو چشم (روي پيشاني) را به نرمي با ناخن بخارانيد. اين كار به شما كمك خواهد كرد كه اين نقطه را با آگاهي جسماني خود به دقت هدف بگيريد.

آگاهي جسماني خود را به ناحيه بين چشمهاي خود منتقل كنيد. با تمركز كامل از اين ناحيه آگاه شويد. اين ناحيه را به صورت ذهني بالا بكشيد. چنان كه گويي تلاش مي‎كنيد پلكهايتان را به زور باز كنيد. اما به ماهيچه‌هايتان در اين ناحيه اجازه ندهيد كه منقبض شوند يا به هر صورت ديگر پاسخ بدهند ( اين تلاش كاملاً ذهني است).

احساس خود را به دقت مورد توجه قرار دهيد. تصور كنيد كه چشمهايتان خيلي سنگين شده‎اند؛ به آنها اجازه دهيد كه بسته شوند، و چند بار پلكهايتان را به‌هم بزنيد. توجه كنيد كه براي اين كار از كدام ماهيچه‌ها استفاده مي‎كنيد.

همين فرمان عضلاني را از طريق آگاهي جسماني ذهن خود در آن ناحيه به كار ببريد، اما ديگر به ماهيچه‌هاي پلكهايتان اجازه ندهيد كه از فرمان اطاعت كنند.

اين كار را دوباره و دوباره تكرار كنيد ( بالا بكشيد، بالا بكشيد، بالا بكشيد… ) چنان كه گويي يك وزنه‎ي خيالي سنگين را از پشت چشمهايتان بلند مي‎كنيد.

اين كار را بارها تكرار كنيد، اما به خودتان ( يا هيچ يك از ماهيچه‎هايتان ) اجازه‎‎ي انقباض يا پاسخ ندهيد. اين كار در آغاز كمي دشوار است، اما با كمي تمرين به راحتي در انجام آن مهارت و تسلط پيدا مي‎كنيد.

اين فعاليت گشايشي ذهني خيلي مهم است. اگر مي‎خواهيد به روشن‌بيني و ساير توانايي‌هاي روحي دست پيدا كنيد، اين تمرين اولين قدم براي يادگيري كنترل چشم سوم است.

در مراحل اوليه ممكن است احساس كنيد كه ناحيه وسيعي از بالاي ابروهايتان را بالا مي‎كشيد، حتي تمام پيشاني خود را . اين مورد اشكالي ندارد و باز هم مي‎تواند تأثير لازم را براي باز كردن چشم سوم شما داشته باشد. با تمرين بيشتر خواهيد توانست حوزه‎ي تمركز فعاليت ذهني خود را كاهش دهيد و آن را به ناحيه‎ي بين ابروها ( چشم سوم ) محدود كنيد.

اگر اين فعاليت گشايشي ذهني را ادامه دهيد، چشم سوم خود را تحريك كرده ، آن را فعال خواهيد ساخت. تمركز يكنواخت و آرام شما روي يك شيئ، چشم سوم شما را با انرژي ساطع شونده از آن شيئ هماهنگ خواهد كرد. اين انرژي به مركز بينايي مغز شما ارسال مي‎شود و در آنجا بعنوان يك تصوير ( يك نوار روشن از نور رنگي ) تفسير مي‎‌شود.

توصيه: هر گاه در انجام اين عملكرد گشايشي ذهني، تمركز و تسلط كافي كسب كرده، آنرا بصورت ذهني اجرا كنيد، متوجه خواهيد شد كه وزنه‎ي خيالي پشت چشمهاي شما در يك سمت آسانتر از سمت ديگر بالا كشيده مي‎شود،كه معمولاً سمت راست آسانتر است. اصولا‎ً اين احساس ناشي از تفاوت بين دو نيمكره‎‎ي مغز شما است كه استفاده از يكي به مراتب آسانتر از ديگري است ( نيمكره‎ي غالب ). اگر اين مورد براي شما ايجاد اشكال مي‎كند، با يك فعاليت چرخشي ذهني، در جهت چرخش عقربه‎هاي ساعت در ناحيه‎ي بين ابروها، چشم سوم خود را تحريك كنيد. منظور از جهت چرخش عقربه‎هاي ساعت اين است كه صورت خود را به عنوان صفحه‎ي ساعت در نظر بگيريد و جهت صحيح چرخش را با آن بسنجيد. براي اين فعاليت چرخشي نيز از همان فرمان ذهني عضلاني استفاده كنيد كه قبلاً براي باز كردن چشمهاي خسته به كار مي‎برديد. اما اكنون آنرا براي چرخش به كار ببريد، چنان كه گويي با حركت چرخشي يك مداد، اين ناحيه را تحريك مي‎كنيد. بهترين روش اين است كه براي فعال كردن چشم سوم خود تمرين گشايشي اصلي و اين تمرين چرخشي را يك در ميان انجام دهيد. فعاليت گشايشي ذهني به هر حال براي هماهنگ كردن چشم سوم شما با هاله لازم است.

توجه: به ياد داشته باشيد كه همه‎ي اين تمرينهاي محرك انرژي، به آگاهي جسماني موضعي خصوصاً آگاهي موضعي در سطح پوست وابسته‎اند. براي اينكه اين تمرينها مؤثر باشند، بايد احساس كنيد كه آنها واقعاً اتفاق مي‎افتند.

تصاوير سه‌بعدي جادويي 2

در مورد نوع اول عكسهاي سه بعدي حرفي نداريم. چون اولا همه ديدين و با برنامه‌هاي معروفي مثل «3D Studio»، «Maya»، يا حتي برنامه‌هاي ساده‌اي مثل «Cool 3D» ميشه تصاوير سه بعدي ساده درست كرد.

ايندفعه مي‌خوايم در مورد جفت عكسهاي سه بعدي صحبت كنيم. اولش ممكنه فكر كنيد كه اين عكسهايي كه كنار هم قرار گرفته كاملا مثل هم هستن، ولي در اصل يك كم با هم تفاوت دارن. همين تفاوتشونه كه باعث ميشه وقتي درست بهشون نگاه كنيد سه بعدي ديده بشن.

:: روشهاي ديدن تصاوير سه‌بعدي ::

ميشه‌گفت مهمترين قسمت كار همينه، يعني اگه تونستيد تصاوير رو ببينيد كه هيچي، كلي كيف مي‌كنيد. اگه نتونستيد ببينيد هم دوباره سعي كنين. راستش من خودم اولش اصلا نمي‌تونستم ببينم. ولي يخورده تلاش كردم و بالاخره تونستم. راستش رو بخواين ممكنه بار اول يه 5 تا 10 دقيقه‌اي زحمت داشته باشه تا بتونيد چشمتون رو عادت بدين كه تصاوير رو ببينه. ولي بعدش راحت ميشين. و ديگه هر تصويري بزارن جلوتون مي‌تونيد ببينيدش.

اگه مي‌خواين با اين تصاوير لذت ببرين اول اين روشها كه ميگم رو بخونيد و بعد شروع كنيد به ديدن.
اينجا داخل پرانتز يه چيزي بگم، يه اشكالي كه ما ايرانيا داريم اينه كه يه دستگاه رو كه مي‌خريم اول باهاش كار ‌مي‌كنيم و بعد ميريم راهنماي كار يا دفترچش رو مي‌بينيم و مي‌خونيم. ولي در عوض ژاپونيا اول يه نيم ساعتي دفترچه دستگاه رو مي‌خونن و بعد با دستگاه كار مي‌كنن. (براي دلخوشي بزارين پاي هوش زيادتر ايرانيا). اينجا هم همينطوره، خيلي‌ها اول زور ميزنن تصوير رو ببينن و بعد كه حسابي خسته شدن و حوصلشون سر رفت ميان راهنما رو مي‌خونن. ديگه حوصله هم نمونده و در نتيجه زودي ولش مي‌كنن و بي‌خيالش ميشن.

*«خيلي مهم»: توصيه‌هاي كلي براي ديدن تصاوير سه بعدي:
1- آقاجون اگه حوصله نداري بي‌خيال اين تصاوير بشو. اين كارها حوصله مي‌خواد البته يك كم.
2- براي ديدن اين تصاوير هميشه بايد سر را راست نگه داشت. يعني نبايد نسبت به مانيتور زاويه داشته باشد.منظورم خم شدن سر به سمت راست يا چپه. به جلو و عقب خم كردن سر، تا جايي كه بتونيد تصوير رو ببينيد خيلي مهم نيست.
3- سعي كنيد نور اطاق مناسب باشه. يعني نور اطاق خيلي زياد نباشه. مثلا اگه وسط ظهر، توي يه اطاق هستين كه نور زيادي از پنجره مياد تو، بهتره يك كم اطاق رو تاريك كنيد. (پرده‌ها رو بكشين) يا صبر كنيد هوا تاريك بشه. در كل بهتره تصاوير مانيتور درخشان و روشن باشه.
4- نبايد خسته باشين. مخصوصا اگه چشمهاتون خسته باشه، اصلا نميتونيد براي اولين بار اين تصاوير رو ببينيد. پس اگه بعد از يه روز خسته كننده شب رسيدين خونه خودتون رو زحمت ندين كه تصاوير رو ببينيد.
5- حالت چشمتون عادي باشه. اگه عينكي هستين و براي ديدن مانيتور عينك مي‌زنين، خوب عينكتون رو به چشمتون بزنيد، اگه لنز ميزاريد، چشماتون رو مسلح كنيد. خلاصه آقا هر كاري مي‌كنيد كه در حالت معمولي موقع كار با كامپيوتر مي‌كنيد اينجا هم بكنيد.
6- نبايد خيلي به مانيتور نزديك بشين. در همون فاصله‌اي بشينيد كه معمولا براي كار با كامپيوتر مي‌شينيد.

عكسهايي كه ايندفعه مي‌بينيد، به روش چشم ضربدري يا چشم متقاطع ديده ميشه.

روش اول، چشمها متقاطع: به اين روش «Cross Eye» مي‌گن. خلاصه اين مطلب اينه كه بايد چشماتون رو لوچ كنيد.

روش ديدن:براي شروع از يك عكس ساده استفاده مي‌كنيم.
1- اگه عينكي هستين، عينك بزنيد.
2- سرتون رو نسبت به مانيتور صاف نگه دارين.
3- در فاصله معمولي نسبت به كامپيوتر بشينيد و به عكس زير نگاه كنيد.

 

4- انگشت اشاره يا يك مداد رو بصورت عمودي در فاصله بين مانيتور و چشمتون نگه دارين و به نوك انگشت يا مداد نگاه كنيد.
 
اينطوري هنوز از پشت انگشت مانيتور و اين تصوير ديده ميشه، البته مات و مبهم. حالا شما بايد دوتا شكل بالارو چهارتا ببينيد.
سعي كنيد ببينيد ميتونيد انگشتتون رو بردارين و حالت چشمتون بهم نخوره؟. يعني بعد از برداشتن انگشت از جلوتون بازهم تصوير مانيتور رو همونطوري مات ببينيد؟ مي‌دونم يخورده سخته. ولي تلاش كنيد، ميشه. (لااقل ما كه به قول جناب لرد با آي‌كيو حدود «12» يعني در حدود هوش يه مرغابي تونستيم ببينيم. شما كه ديگه...)

5- الان بايد اون دوتا تصوير خونه رو كه كنار هم هستن بصورت چهارتا دايره مات كنارهم ببينيد. ولي دوتاي وسطش دارن يجورايي روي هم قرار مي‌گيرن. اين مرحله سختشه. بايد سعي كنيد دوتاي وسطي رو بندازين روي هم. چطوري ميشه اينكار رو كرد؟! كافيه يك كم با چشماتون بازي كنيد، مثل حالتي كه لوچ شدين و دارين دنيار رو سه چهارتا مي‌بينيد.
 

وقتي كه اينكار رو انجام دادين فقط به تصوير وسطي نگاه كنيد كه حالا افتاده روي هم و شما ديگه چهاتا تصوير نميبين بلكه سه تا تصوير مي‌بيند كه تصويرهاي چپ و راست مات هستن و تصوير وسطي خيلي شفاف، حتي شفافتر از حالت معمول و يه تفاوت ارتفاعي هم بين دايره بيروني و وسطي ديده ميشه. هر وقت تونستيد اين كار رو انجام بدين يعني مي‌تونيد از اين به بعد تصاوير رو درست ببيند.
 

7- اگه نتونستيد دوتاي وسطي رو شفاف ببينيد، از مرحله 1 مجددا شروع كنيد.

ممكنه توي اين مراحل اولش يك كم چشمتون درد بگيره و فكر كنيد كه چشماتون داره لوچ ميشه يا حتي ممكنه كور بشين، ولي باور نكنيد. درد گرفتن چشمتون هم به دليل اينه كه شما هميشه عادت كردين به هر چيزي توي فاصله‌ي خودش نگاه كنيد و خيلي راحت نيست كه به يه چيزي كه توي فاصله دور (صفحه مانيتور) قرار داره مثل يه چيز كه در فاصله نزديك قرار داره (انگشت يا مدادي كه بين خودتون و مانيتور قرار داده بودين) نگاه كرد.

هر وقت تونستيد اين عكس‌ها رو سه تا ببينيد، برين به عكسهاي زير نگاه كنيد كه خيلي حال ميده.
 

نقاشی هنرمندانه روی زمین!!!

 

سلام.خوش میگذره؟.یه چند روزی آپدیت نکردم شرمنده.عوضش امروز دست پر اومدم.کامنتارو خوندم.از اونایی که نامردی نمی کنن و نظر میدن ممنونم.نظرات شما انگیزه منو برای ادامه کار بیشتر میکنه.

***********

 

نقاشی روی زمین

باورتون میشه تصاویر زیر روی زمین نقاشی شدن؟قبلا یکی از اینارو گذاشته بودم و آلانم تو آرشیو هست.اما الان چند تا جدیدشو براتون گذاشتم.

این عکسا طوری روی زمین نقاشی میشن که فقط از یک زاویه میشه اونو زیبا و کامل دید.یعنی همین زاویه ای که عکاس براتون عکس گرفت.امیدوارم خوشتون بیاد.

 

تصاویر دیدنی 

 


 

 


مار

به مار های زیر نگاه کنید و چشماتونو یه خورده حرکت بدین.مواظب باشین نیشتون نزنن !!!!!!!

 


سلام دوستان.یه دو سه روزی نیومدم.دیگه شرمنده.براتون ۲تا عکس هنری آوردم حال کنین

 


 

 

 

سلام.خوبید؟دست اون با معرفتهایی که نظر میدن درد نکنه.دست اونایی که نظر نمیدن هم واقعا درد نکنه!!!   ببینین چی واستون آوردم!!!!! دیگه ترکوندم امشب.من همچنان در انتظار نظرات شما هستم.لطفا انتظار منو بی ثمر نذارین.........

 

 

 

 

اسب

باورتون میشه این دو تا اسب همرنگ هستن؟

 

تلسکوپ های مستقر در مدار زمین از جمله هابل،جدیدترین وزیباترین عکسهاشون رو برای ما ارسال کردند تا شما ببینید!






































































 
تصاویر فوتو شاپی